نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ۸:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٥

                                             

                                                    

در گذشته من چیز به خصوصی پیش نیامده که من به عنوان خاطره  بیان کنم تنها چیزی که میتوانم بگویم رفتن به مشهد برای اولین بار به همراه خانواده ام بود آن روز حس عجیبی داشتم چون همیشه  بارگاه آن امام را در تلویزیون یا در عکس ها می دیدم وقتی به صحن آن آقا پا گذاشتم بغض گلویم را گرفته بود وقتی چشمهایم به حرم آقا افتاد مثل بچه ای که مادرش را  از بین شلوغی پیدا کرده اشک می ریختم،حس غریب و قشنگی داشتم که از توصیف آن    عاجزم . تجربه این حس قشنگ بهترین خاطره من بود.           








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ۸:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٥

باید بگویم که اکثراً خواب هایم را فراموش می کنم ولی یک خوابم را که هیچ وقت فراموش نمی کنم  ظهور آقا امام زمان(عج ال...)در خوابم بود.من خیلی در خواب ترسیده بودم چون تمام ساختمان ها یکدفعه با خاک یکسان می شدند،ستاره ها حرکت می کردند ،و یک مرد صفحات قرآن را بین مردم پخش می کردند ،همه مردم می دویدند و می گفتند: امام زمان ظهور کرده ، صدای خشمناکی می آمد. آسمان سیاه و سفید می شد .








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ۸:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٥

مقدمه

امروزه در اکثر جوامع پدیده ای به نام (( پرخاشگری )) رواج زیادی یافته است . این پدیده گاه به نحو آشکار و گاه پنهان خود را نشان می دهد و اطرافیان شخص پرخاشگر را وادار می سازد که در جهت مقابله با آن چاره ای بندیشند . تفکر در مورد پرخاشگری و علل بروز آن یک بحث جدی علمی است ولی موضوع جدی تر و حساس تر این است که چگونه می توان جریان پرخاشگری را به کنترل در آورد و در مواقع آن را به عنوان یک رفتار ، کدیریت کرد .

پرخاشگری ، معمولاً به رفتاری اطلاق می شود که هدف از آن ، صدمه رساندن جسمانی یا زبانی به شخص دیگر ، یا نابود کردن دارایی آن است . بنابراین ، آسیب زدن اتومبیل یک شخص به دست شخص دیگر ، خفه کردن زنان توسط یک جانی و خشونتی که دولت برای برقراری نظم و قانون اعمال می کند ، تماماً اعمالی هستند که در تعریف پرخاشگری می گنجد .

نشانه های پرخاشگری:

نشانه های پرخاشگری ، متعدد است . از جمله این نشانه ها می توان به فحش دادن ، پرتاب اشیاء ، لگد زدن ، جنگ و ستیز کردن ، شکستن اشیاء و ضربه زدن ، حمله به دیگران ، دروغگویی ، بر هم زدن نظم ، بر انگیختگی بیش از حد ، فرار از خانه و مدرسه ، نگاه های تند و خشن ، به هم فشردن دندانها و جیغ زدن ، اشاره کرد .

 

عوامل موثر در بروز پرخاشگری متعدد و متنوع هستند که به بعضی از مهمترین آن ها در زیر اشاره می شود :

1-     تفاوت های جنسیتی و پرخاشگری

عقاید بسیاری از عامه ی مردم با تحقیقات آزمایشگاهی و مشاهده های کنترل شده ی دختران و پسران همخوانی ندارد . اما پرخاشگری تنها زمینه ای است که در آن تفاوتهای جنسیتی مشاهده شده ، با عقاید عامه همخوانی دارد .

گرین (1999) ، از مشاهدات تحقیقی خود نتیجه می گیرد که پسران بیشتر از دختران دعوا به راه می اندازند ؛ انتقام می گیرند و در دعوا از نیروی بدنی استفاده می کنند ، اما دختران بیشتر ، جدال لفظی می کنند .

پرخاشگرتر بودن پسرها نسبت به دخترها ، در اغلب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در اغلب حیوانات دیده می شود . پسرها بیش از دخترها پرخاشگری لفظی و بدنی دارند و از سال دوم زندگی این تفاوتها آشکار می شود .

2-     ابزار و وسایل پرخاشگری

مطالعات آزمایشگاهی نشان داده است حضور ابزارهای پرخاشگری مثل وجود اسلحه در محیط زندگی شخص ، احتمال وقوع رفتار پرخاشگرانه را افزایش می دهد . در زندگی واقعی ، هنگامی که شخص با ناکامی که برانگیزاننده ی خشم است مواجه می شود اگر اسلحه یا ابزار دیگر پرخاشگری در دسترس باشد ، احتمال استفاده از آن بیشتر می شود .

3-     الکل

مصرف الکل نیز احتمال وقوع رفتار پرخاشگرانه را افزایش می دهد .

4-     شرایط کاری و زندگی

گرما ، شلوغی و سر و صدا ، خود به خود ممکن است احتمال بروز رفتار پرخاشگرانه به طریق دیگری افزایش دهند .

5-     برانگیختگی جنسی

برانگیختگی جنسی تحت شرایطی خاص ، بر پرخاشگری اثر می گذارند .

 

شیوه هایی برای کنترل پرخاشگری

  1. استدلال

این شیوه ، شامل ارائه مجموعه ای از استدلالها در مورد خطرات و عواقب پرخاشگری با شخص پرخاشگر یا با قربانیان پرخاشگری است . این شیوه حتی می تواند در پیشگیری از پرخاشگری در اشخاصی که هنوز از خود پرخاشگری نشان نداده اند ، موثر واقع شود . به عنوان مثال ، اگر عواقب احتمالی رفتار پرخاشگرانه ی پدری نسبت به فرزند خود ( مثل پاره شدن پرده گوش ، یا صدمه جسمی دیگر ) به او گوشزد شود ، ممکن است مانع از نشان دادن شدت عمل در او گردد .

  1. تنبیه شخص پرخاشگر

تنبیه شخص پرخاشگر ، در کاهش پرخاشگری وی موثر است . البته تنبیه به علت اینکه زشتی پرخاشگری را در شخص درونی نمی کند روش مطلوبی نیست . اما تنبیه ملایم چون توجیه بیرونی کافی برای شخص فراهم نمی کند ، احتمال بیشتری دارد که نگرش شخص را نسبت به پرخاشگری تغییر دهد .

  1. تنبیه الگوهای پرخاشگر

وقتی مثلاً یک کودک ، شخصی را تماشا می کند که به خاطر رفتار پرخاشگرانه مورد تنبیه قرار می گیرد تمایل او به رفتار پرخاشگرانه کاهش می یابد . این شیوه به تنبیه جانشین معروف است .

  1. تقویت رفتارهای مغایر

این یک روش یادگیری است که برای از بین بردن رفتار نامطلوب ، به جای تنبیه آن رفتار ، می توان رفتار مخالف و مغایر با آن را تقویت کرد . اگر بخواهیم این اصل را در مورد پرخاشگری به کار گیریم ، باید به جای تنبیه رفتار پرخاشگرانه ، رفتار غیر پرخاشگرانه را مورد تشویق قرار دهیم .

  1. نقش زمان در کاهش پرخاشگری

شیوه ی مهم دیگر برای پرخاشگری ، منزوی کردن این واکنش و ممانعت از کامیابی آنهاست . در یک تحقیق ، پسر جوانی را که بسیار عصبانی بود و در حالت پرخاشگرانه قرار داشت ، در یک اتاق تنها گذاشتند . در این هنگام پسر که در حالت عصبانیت کامل بود ، نمی توانست هیچ کاری انجام دهد و هنگامی می توانست از اتاق خارج شود که عصبانیتش رفع شده باشد . به این ترتیب گذر زمان می تواند از فراوانی وقوع رفتار نادرست بکاهد . اگر رفتارهای نامطلوب ماجرا جویانه که پاداش دریافت می کنند ، با بی اعتنایی مواجه شوند و در مقابل به رفتارهای مطلوب پاداش داده شود ، از میزان وقوع پرخاشگری کاسته می شود .

باید ها و نبایدهای مدیریت پرخاشگری

در مدیریت پرخاشگری فعالیت هایی وجود دارند که باید انجام نشود و نیز فعالیت هایی هستند که توصیه می شود انجام شوند ؛ در زیر به تفکیک ، به آنها اشاره می شود .

الف ) فعالیت هایی که نباید انجام دهیم

هنگامیکه شخص پرخاشگر مورد مشاهده ی شما ، از لحاظ جسمانی غیر طبیعی می شود ، ناسزا می گوید و یا رفتارهای غضب آلود و خشمگینانه از خود بروز می دهد ، فعالیت های زیر را انجام ندهید :

  1. هرگز با او مقابله نکنید ، او را متهم نکنید و از او توضیح نخواهید .
  2. به او حمله نکنید و تهمت نزنید . چون با یک شخص آشفته سر و کار دارید .
  3. صدای خودتان را بلند نکنید .
  4. هرگز تلاش نکنید تا او را از محل دور کنید و از هر گونه تماس جسمانی دیگر با او پرهیز کنید . زیرا چنین اعمالی به آسانی سوء تعبیر شده و باعث خشم بیشتری می شود .
  5. هرگز از پشت سر یا به سرعت به شخص پرخاشگر نزدیک نشوید .
  6. هرگز او را به گوشه ای نبرید . زیرا این عمل احساس ترس و خطر را در او شدت می بخشد .
  7. با تقاضای کمک از دیگر کارمندان یا اشخاص دیگر ، باعث ازدحام نشوید .
  8. هرگز شخص پرخاشگر را مسخره نکنید . زیرا این عمل پرخاشگری او را بیشتر می کند .
  9. هرگز برای استفاده از اعمال اجباری برای توقیف او تلاش نکنید .
  10. هرگز از خود ، نگرانی یا احساس خطر نشان ندهید . زیرا این کارها پرخاشگر را تشویق به خشونت بیشتر کرده و او را تحریک می کند و او احساس می کند شما از عهده ی مقابله با مشکل بر نمی آیید .

اگر موارد فوق را نقض کرده و یا مورد توجه قرار ندهید باعث افزایش فشارهای وارده به او شده و در واقع یک واکنش انفجاری و گاه فاجعه آمیز را تشدید می کنید .

 

ب ) فعالیتهایی که باید انجام شوند

برای اینکه از توانایی خودتان در مقابله با مشکلات ، احساس رضایت کنید ، لازم است که همواره آماده باشید و از آنچه که از شما در زمان بحران انتظار می رود ، آگاهی داشته باشید . مهارت های زیر ، ابزارهای ضروری برای یک مدیریت اثر گذار در هنگام بروز پرخاشگری هستند . لازم به ذکر است که همه آنها در هر موقعیت پرخاشگرانه اعمال نمی شوند بلکه به تناسب و اقتضای موقعیت می توان از آنها استفاده کرد :

1-     آرامش خود را حفظ کرده و به شخص پرخاشگر اطمینان بدهید که هیچ آسیبی به او نخواهد رسید .

2-   از او فاصله بگیرید ، چون این خود نوعی احترام است . ( این فضا با فاصله بین یک شخص و شخص دیگر تفاوت دارد ، اما در زمان فشار ، فاصله ای در حدود 5/3 متر مفید است ) . اجازه دهید که شخص در موقعیت فعلی خود باقی بماند . در واقع تلاش کنید فضای زیادی در اختیار شخص متخاصم قرار دهید .

3-     اگر لازم و یا ممکن بود از اشخاص دیگر بخواهید که دخالت نکنند .

4-   از شخص پرخاشگر بپرسید که چه چیزی او را آزار می دهد . سعی کنید که دلایل رفتار پرخاشگرایانه او را مشخص کنید . در واقع جستجو برای یک توضیح ، کمکی در جهت به پایان رساندن یک واکنش مدیریتی طولانی مدت و صحیح خواهد بود .

5-     پرخاشگر را تشویق کنید بیشتر صحبت کند تا بتواند خشونت خود را جابجا کند.

6-     به شکایات وی گوش کنید . انعطاف پذیر باشید و خودتان هم آرام ، ملایم و قابل انعطاف باشید .

روشهای برخورد با تغییرات مورد انتظار

1-     روشهای ارائه ( تقویت کننده مثبت )

یک نظر کلی وجود دارد که می گوید هنگامی که اشخاص مشغول پرخاشگری و ناسزا گفتن هستند ، توجه نکردن به آنها یک روش مناسب برای کاهش پرخاشگری است . حتی سرزنش کردن شخص پرخاشگر از جانب یکی از اشخاص یا کارکنان یک بخش می تواند باعث انتقام شخص پرخاشگر شده و او را به پرخاشگری بیشتر تشویق کند .

 

2-     روش های تنبیه رفتار پرخاشگرانه

الف ) محروم سازی

یکی از روشهای تنبیهی رفتار پرخاشگرایانه ، روش محروم کردن است . محروم کردن روشی است که در آن به دنبال بروز یک رفتار نا مطلوب ، شخص به یک محیط غیر پاداشی ، که در آن پاداش خاصی ارائه نمی شود منتقل می شود .

در هنگام رو به رو شدن با یک حادثه ضمنی پرخاشگری ، کارکنان و یا اشخاصی که با شخص پرخاشگر سر و کار دارند ممکن است به این احساس دست یابند که تنها راه برای کاهش پرخاشگری دور کردن شخص پرخاشگر از محیط پرخاشگری است . این عمل حتی ممکن است بخاطر اشخاصی انجام شود که در اطراف شخص پرخاشگر هستند . هدف این کار ، در نظر گرفتن یک مکان اختصاصی برای تخلیه انرژی مازاد موجود در شخص پرخاشگر نیست ، بلکه شخص با جدا شدن از محیط ایجاد کننده یا تقویت کننده پرخاشگری ، بگونه ای برخورد می نماید که به کاهش متناوب پرخاشگری و یا حوادث ضمنی آن منجر شود . گر چه در قالب نظریه های رفتاری ، روش محروم سازی می تواند به کم شدن مشکل کمک کند اما باید توجه داشت که واکنش غیر منطقی یا غیر عاطفی اشخاصی که با شخص پرخاشگر سر و کار دارند می تواند سبب بروز مشکلات دیگری گردد . بعید بنظر می رسد که شخص پرخاشگر که پیش ازاین بشدت تحریک و عصبانی شده است با روی باز از پیشنهاد رفتن به منطقه ای غیر پاداشی استقبال کند . بنابراین ، اگر شخص با درخواست شما برای خروج از محیط موافقت نکند ، تلاشهای شما برای وادار کردن شخص به ترک محل به صورت اجتناب ناپذیری به پرخاش ، هیاهو و مقاومت شخص پرخاشگر منتهی می شود . حتی اگر موفق شوید او را وارد یک محیط قرنطینه نمایید ، باید مدتی ، هر چند کوتاه در قرنطینه بسر ببرد که این موضوع خود نیز به طور طبیعی مشکلاتی را ببار می آورد .

ب ) جریمه کردن

جریمه کردن یک روش تنبیهی برای کاهش رفتار پرخاشگرایانه است . بدان معنا که اگر شخص پرخاشگر رفتار نامناسب داشته باشد ، با از دست دادن پاداشهایی که قبلاً در اختیار داشته ، تنبیه می شود .

شما و خشم

یک بعد انسان ، سلطه طلبی و خطناک بودن آن است ، شاید بتوان گفت انسان یکی از خطرناکترین موجودات روی زمین است که به فرموده قرآن کریم می تواند گاهی از چارپایان هم پست تر می شود . این موجود از ترکیب توانائی های ذهنی و تناسب عضلانی و چالاکی خویش توانسته است با مهارت ، اما گاهی با بی رحمی ، به چنین مرتبتی از قدرت دست یابد.  اما حتی همین ویژگی ها به تنهایی ضامن استیلا و بقای او نیست . در ورای همه ویژگیها ، نیرویی عظیم و پویا نهفته است که او را به رقابت ، پیروزی و موفقیت سوق می دهد . هر گاه سدی در برابر این نیرو قرار گیرد ، یا جریان آن به گونه ای مختل شود ، این نیروی نهفته به جای آنکه تحلیل برود ، وسعت یافته و تقویت می گردد . نتیجه این تقویت ، خشم است . متاسفانه در حالیکه نیروی نهفته در رفتار خشمگینانه ، ضامن رقابت انسان با جهان پیرامون او است و او را از کناره گیری و انزوا برحذر می دارد اما ریشه در سیر تکاملی گذشته ی ما دارد و با توانایی های ارزشمند ذهنی ما بی ارتباط یا کم ارتباط است . به همین دلیل نیز وقتی خشم عرصه ی تاخت و تاز می یابد ، عقل سلیم ، آداب پسندیده ، احترام به قانون و جامعه به باد فراموشی سپرده می شود .

این پرسشنامه برای تعیین میزان کنترل شما بر خشم و چیرگی خشم بر شما طراحی شده است . خشم می تواند سازنده و یا مخرب باشد . آیا جلوی خشم خود را می گیرید؟ طبق نظر آنتونی استور ، محقق علوم رفتاری ، خشم سرکوب شده می تواند به شکل افسردگی ، تنش و یا بیماری های جسمی تظاهر کند .

 

 

 

 

منابع:

 

کتاب مدیریت پرخاشگری 

دکتر عباس صادقی (عضو هیأت علمی دانشگاه گیلان )

محسن مشکبید حقیقی (مدرس مراکز تربیت معلم)

سایت:

Com.مدیریت پرخاشگری








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ۸:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٥

صاحب امتیاز و مدیر مسئول :

فاطمه حافظیان

Publisher Managing Director:   

F. Hafez an                                

  ( عضو انجمن مدیران نشریات ایران )

سردبیر :

امیر عباس فلاح

Chief Editor:                              

A.A. Fallah                                

( زیر نظر شورای ماهنامه )

E-mail:                                      

Daneshvacomputer@gmail.com

 Site:                                         

www.Daneshvacomputer.com 

  همکاران این شماره :

علی الحسینی ، مهیار حسینی ، احسان حق شنو ،موسی حیدری ، ابراهیم حیوری ،زهره خواجه احمدی ، آرش درویشی ، رضا رزاقی ، مرتضی سرگل زائی جوان ، مرتضی فارغ دفاعی ، فرشاد فکری نجات ، محمد رضا قویدل ، رامین محسنی ، مریلا مجتهد زاده ، کامران مرادی

تحریریه :

حسن تهرانی ، مینو دزفولی ، نوشین سعیدی ، علیرضا صادقی ، آرام رضا صادقی ، امیر ناصر فلاح ، علی محمدی

 


·  دانش و کامپیوتر مجله ای مستقل بوده و به هیچ ارگان ، موسسه و یا سازمانی وابسته نمی باشد .

·        استفاده از مطالب و مقالات مجله ، با ذکر منبع و مآخذ ، مجاز می باشد .

·  نظرات نویسندگان ماهنامه ، نباید الزاماً به عنوان نظر و دیدگاه دانش و کامپیوتر تلقی شود .

·  درج و انتشار مطالب و مقالاتی که به دفتر مجله ارسال می شوند ، در هر رسانه مکتوب ، اینترنتی و الکترونیک ، از جمله اختیارات و حقوق مجله محسوب می شود .

 

v    دانش و کامپیوتر در زمینه خدمات و محصولات کامپیوتری آگهی می پذیرد .

v    مدیریت تبلیغات و آگهی ماهنامه ، شما را آنگونه که شایسته اید معرفی می کند .

نشانی : تهران ، صندوق پستی 314-14395

تلفن و فکس :   88265461

 


چاپ : رواق           گستره توزیع :  بین المللی           توزیع : نشر آوران پارسیان

 

 








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ۸:۱۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٥

کلمات بدون تفکر هرگز به آسمان نمی‌رسند» (ویلیام شکسپی(

شهرام شرفی: در این مقاله قصد داریم خصوصیت یک دولت کارآمد را در حوزه‌ی اقتصاد بررسی نماییم. کارآمدی دولت‌ها در این حوزه با ویژگی‌هایی مانند نرخ تورم، نرخ بی‌کاری، حجم تجارت خارجی و درآمد سرانه سنجیده می‌شود. برای نمونه تک‌رقمی کردن نرخ تورم یا نرخ بی‌کاری به‌وسیله سیاست‌گذاری‌های کلان ملی خود نشانه‌ی کارآمدی دولت در حوزه‌ی اقتصاد محسوب می‌شود. به این شاخص‌ها باید درآمد سرانه بالاتر از نرخ تورم و تراز بازرگانی مثبت را اضافه نمود. در کنار شاخص‌های فوق باید « استقلال یا عدم استقلال» بانک مرکزی از دولت را هم باید مورد بررسی قرار داد. استقلال بانک مرکزی از دولت به‌عنوان عاملی مهم برای تثبیت برنامه‌ریزی اقتصادی علمی و غیر سیاسی محسوب می‌گردد. عدم استقلال بانک‌مرکزی آن را به ابزاری سیاسی در دست دولت‌ها تبدیل می‌نماید و برنامه‌ریزی درازمدت اقتصادی را ناپایدار و سیاست‌زده می‌نماید. اگر دولت‌ها نتوانند در حوزه‌های تثبیت قیمت‌ها یا افزایش درآمد سرانه آحاد شهروندان فوق عمل نمایند، نمی‌توانند در عرصه‌ی« خدمات عمومی» کارآمد تلقی گردند. داشتن انضباط مالی در بودجه از دیگر شاخص‌های کارآمدی دولت‌ها در حوزه‌ی اقتصاد قلمداد می‌گردد. فساد مالی و ریخت‌وپاش بدون مسؤولیت و پاسخ‌گویی، نقطه مقابل انضباط‌مالی قلمداد می‌گردد. شفافیت یا عدم شفافیت نظام مالیاتی را می‌توان به شاخص‌های فوق اضافه کرد. بر اساس شاخص نظام مالیاتی می‌توان گفت که دولت‌هایی که از نظر درآمد به مالیات مردم وابسته هستند عموماً از نظر سیاسی هم احساس پاسخ‌گویی می‌نمایند. اما دولت‌هایی که عمده درآمد خود را خارج از جامعه کسب می‌نمایند از نظر سیاسی هم، چندان خود را مقید به پاسخ‌گویی مردمی نمی‌بینند. چون این‌گونه دولت‌ها از نظر مالی به مردم وابسته نمی‌باشند. استراتژی این‌گونه دولت‌ها « نگرفتن مالیات در مقابل ندادن پاسخ» می‌باشد. دولت‌هایی را که عمده درآمد خود را از منابع طبیعی به دست می‌آورند، دولت‌های تحصیل‌دار می‌نامند. دولت‌های تحصیل‌دار«پدر سالار» هستند و خود را پدر جامعه تلقی می‌نمایند و از درآمدهای خارج از جامعه به مردم پول توجیبی می‌دهند. زمانی که دولت‌ها در حوزه‌های اقتصادی شکست می‌خورند به تئوری مترسک متوسل می‌‌شوند. بر اساس این تئوری زمانی که دولت‌ها با «بحران کارآمدی» مواجهه می‌شوند به مغرور‌سازی کاذب توده‌ای دست می‌زنند. این مغرورسازی با توسل به سمبل‌ها و نمادهای ملی یا مذهبی یا تحریک احساسات عمومی به‌وسیله« پروژه دشمن‌سازی» صورت می‌گیرد. در تئوری مترسک سعی می‌شود اذهان عمومی با استفاده از تاکتیک« بمباران شعاری» به یک « موضوع کیفی» غیر قابل اندازه‌گیری منحرف گردد. این موضوع می‌تواند در حوزه‌ی سیاست خارجی شامل دشمن باشد. با این تاکتیک می‌توان دولت‌ها را مقتدر برای توده‌های مردم جلوه داد. زمانی که دولت‌ها در حوزه‌ی اقتصاد ناکارآمد هستند و نمی‌توانند با شاخص‌های اقتصادی گفته شده خود را مورد ارزیابی و سنجش قرار دهند سعی می‌کنند به سرپوش‌گذاشتن برنامه‌ی کارآمدی خود با کاربرد تئوری مترسک متوسل شوند. گردش آزاد اطلاعات در جامعه، عدم وجود سانسور، وجود اپوزیسیون قوی قانونی، وجود رسانه‌های گروهی متکثر و مستقل و وجود حق ابزار وجود از طریق جامعه مدنی نیرومند همواره می‌تواند به‌عنوان مانعی برای تحقق تئوری مترسک قلمداد شود. نباید فراموش کرد که کارآمدی دولت‌ها به‌صورت کیفی اندازه‌گیری نمی‌شود بلکه این شاخص‌های کمی قابل اندازه‌گیری مانند حجم تجارت خارجی با تراز بازرگانی مثبت، نرخ تورم، نرخ بی‌کاری و غیره هستند که در اقتصاد به‌عنوان معیاری برای کارآمد یا ناکارآمدی دولت‌ها تلقی می‌گردند. - دولت خوب را تعریف نماییم؛ دولت خوب، دولتی است که بتواند با برنامه‌ریزی کلان فرصت تحقق استعدادهای انسانی آحاد افراد جامعه را محقق نماید. در این راستا کشور باید توسعه یابد. توسعه ( Development ) عبارت است از: افزایش ظرفیت و توانایی تولیدی جامعه به‌علاوه تغییر در نگرش‌ها و نهادهای اجتماعی و سیاسی. هدف توسعه رفاه مردم می‌باشد. توسعه برای مردم صورت می‌گیرد بنابراین باید به‌صورت نهادمند توسط مردم و با مشارکت آن‌ها صورت گیرد. این امر وجود جامعه مدنی (civil society ) را ضرروری می‌گرداند. جامعه مدنی به مجموعه اتحادیه‌ها، سازمان‌ها و سندیکای اجتماعی- اقتصادی گفته می‌شود که مستقل از نظام سیاسی به برآورد سازی مطالبات خود می‌پردازند. دولت خوب ( state Good )مشارکت نهادمند مردم را برای اداره‌ی جامعه تسهیل می‌نماید. چنان‌چه دولت‌ها نتوانند رفاه عمومی را متحقق نمایند و در تحقق شاخص‌های گفته شده در این مقاله، موفق باشند آن‌ها را می‌توان دولت‌های ایدئولوژیک‌زده یا دولت‌های اولیگارشیک نامید. دولت‌هایی که هدف خود را تحقق باید و نبایدهای یک ایدئولوژی یا تحقق منافع هیئت حاکمه می‌دانند در مقابل دولت خوب به برآوردسازی فرصت‌های برابر برای جامعه‌ی مورد‌نظر می‌پردازد. رفاه عمومی را بهبود می‌بخشد. فقر نسبی را کاهش می‌دهد. قیمت‌های عمومی را تثبیت می‌نماید. اشتغال را رونق می‌دهد. قدرت تصمیم‌سازی کلان استراتژیک را بصورت نهادمند به مردم واگذار می‌نماید. در این حالت دولت ماهیتی انقباضی پیدا می‌کند و جامعه ماهیتی انبساطی. یعنی جامعه قدرتمند می‌شود و دولت متعادل‌گر منافع عمومی. - جمع بندی: در این مقاله استدلال کردیم که دولت‌ها زمانی کارآمد هستند که بتوانند« خدمات عمومی» را در جهت افزایش سطح رفاه عمومی و کاهش فقر نسبی بصورت موفق انجام دهند. اقتصاد تولیدی- صنعتی مردم محور، می‌تواند عاملی برای موفقیت رونق اقتصادی قلمداد شود. اقتصاد تک محصولی دولتی نمی‌تواند رونق اقتصادی و رفاه‌عمومی را در دراز‌مدت تأمین نماید. هر چند در کوتاه مدت می‌توان به « اقناع عمومی» پرداخت. دولت کارآمد باید بتواند طبقه‌ی متوسط تولیدی را در جامعه تقویت و قدرتمند نماید. طبقه‌ی متوسط قدرتمند است که فارغ‌از فقیر و غنی می‌تواند به پویایی و رشد عمومی جامعه کمک نماید. در مجموع می‌توان گفت: دولت کار آمد، دولتی است که بتواند سطح رفاه عمومی را افزایش و سطح فقر نسبی را کاهش دهد. منابع و مآخذ: -۱ محمود صریح القلم؛ توسعه و عقلانیت -۲ احمد ساعی؛ توسعه در مکاتب متعارض. -۳ حسین بشریه؛ جامعه شناسی سیاسی. -۴ یوسف کلانی؛ اقتصاد کلان . -۵ غلام عباس توسلی؛ نظریه های جامعه شناسی. -۶ رضا پاکدامن؛ خصوصی سازی. *کارشناس ارشد علوم سیاسی از دانشگاه تهران

 

 

 








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ۸:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱٥

مقدمه

پدیده اعتیاد سوء مصرف مواد بعنوان یکی از مهمترین آسیب‌های اجتماعی خاصه در میان نسل جوان توجه بسیاری از متخصصان و مسئولین، سیاسی فرهنگی، تربیتی و آموزشی بسیاری از کشورها را به خود معطوف ساخته است.

در کشور ایران  به دلیل وجود بافت جوان جمعیتی این موضوع پیچیدگی خاص خود را یافته است. لذا شناسایی و تبیین درست آن برای یافتن ‌راه‌حلهای مناسب ضروری به نظر می‌رسد.

بر طبق آمار رسمی 1.500.000 فرد (بیمار) وابسته به مواد وجود دارد که حدود 5% افراد بالغ جامعه را تشکیل می‌دهند (مکری، 1380 به نقل از رحیمی و همکاران 1378).

بررسیها و آمارهای موجود در زمینه سوء مصرف مواد در میان جمعیت جوان دانشگاهی اطلاعات متفاوتی را بدست می‌دهد، بعنوان مثال گزارش سالانه زمینه‌یابی دانشجویان آمریکایی که تحت عنوان نگاهی به آینده چاپ شد (دی جونگ و همکاران 1998) آشکار ساخته است که مصرف مواد غیر قانونی در میان دانشجویان در دهه 90 مدام رو به افزایش بوده است. در همین زمینه‌یابی مشخص شده که اکثر دانشجویان، مصرف مواد مخدر را خطر جدی تلقی نمی‌کنند.

گزارشهای غیر رسمی و شواهد بالینی در دانشگاههای ایران نیز درجاتی از مشکل را در میان دانشجویان نشان می‌دهند.بر اساس نتایج آخرین بررسی‌های انجام شده در زمینه شیوع اعتیاد در میان دانشجویان (مکری و همکاران 1382)، نسبت آمار دانشجویان معتاد به مصرف مواد با توجه به جمعیت معتاد کشور فراوانی بالایی ندارد.

اما از آنجایی این گروه نقش‌های متعدد و تعیین‌کننده‌ای در جامعه بعهده دارند، آسیب آنان حتی در میزان پایین لطمه‌های جبران ناپذیری فردی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و غیره را بدنبال خواهد داشت؛ لذا اتخاذ برنامه‌های پیشگیرانه در مورد آنان از الویت بسیار برخوردار است.

از آنجایی که آموزش یکی از عمده‌ترین استراتژیهای پیشگیرانه در زمینه سوء مصرف و وابستگی به مواد محسوب می‌شود؛ طرح آموزش معاونین، مسئولین و کارشناسان امور دانشجویی  دانشگاه به عنوان اولین گروههایی که در تماس مستقیم با دانشجویان می‌باشند حساسیت و اهمیت بیشتری دارد. امید است از این طریق بتوان ضمن ارتقاء اطلاعات این گروه نسبت به موضوع اعتیاد و سوء مصرف مواد در میان دانشجویان، حساس سازی ذهنی مناسبی در راستای اتخاذ برنامه ها ‌و استراتژیهای حمایتی در دانشگاه به وقوع بپیوندد و سطح مشارکت مسئولین و اولیائ امور دانشجویان را در این زمینه افزایش دهد.

عوامل خطر ساز و محافظت کننده در سوء مصرف و وابستگی به مواد

تبیین سوء مصرف و وابستگی به مواد از دیدگاه عوامل خطر‌ساز و محافظت‌کننده از این جهت سودمند است که افقی نو در برنامه‌های پیشگیری اولیه باز‌می‌گشاید و هزینه‌های سرسام‌آور درمان اختلالات مربوط به سوء مصرف و وابستگی را به میزان زیادی کاهش می‌دهد.

عوامل خطرساز ویژگیها یا اتفاقاتی هستند که اگر در شخصی وجود داشته باشند،‌ کمتر احتمال دارد که او به اختلال یا بیماری معینی مبتلا شود.عامل خطرساز محافظت‌کننده در دو قطب یک پیوستار قرار دارند.

داشتن عوامل خطرساز به این معنی نیست که حتماً فرد به یک اختلال مبتلا می‌شود، بلکه احتمال خطر در این فرد افزایش می‌یابد. همینطور وجود عوامل محافظت‌کننده به این معنی نیست که حتماً فرد به یک اختلال مبتلا نمی‌شود بلکه احتمال مصونیت در مقابل بیماری برای فرد افزایش می‌یابد.عوامل خطرساز و محافظت‌کنندة بیشماری برای سوء مصرف و وابستگی به مواد وجود دارد قبل از برشمردن این عوامل، ویژگیهای آنها در زیر آمده است:

1ـ افزایشی عمل می‌کنند. به این معنی که عوامل می‌توانند با همدیگر جمع شدن آنها احتمال خطر یا مصونیت افزایش می‌یابد. مثلاً وجود افسردگی و اضطراب و دسترس‌پذیری به مواد در یک شخص احتمال خطر سوء مصرف را در او افزایش می‌دهد.

2ـ از نظر کمیت و کیفیت متفاوتند. به این معنی که هریک از عوامل خطر‌ساز و محافظت‌کننده به لحاظ کیفیت و کمیت با همدیگر فرق دارند مثلاً کیفیت و چگونگی اضطراب از افسردگی متفاوت است.

3ـ اهمیت آنها در اشخاص یا گروهها متفاوت است. در اشخاص یا گروههای نژادی ممکن است این عوامل به شکل متفاوتی عمل‌ کننده مثلاً در گروهی دسترس‌پذیری به مواد اهمیت بیشتر داشته باشد. در حالی که در گروه دیگری نداشتن نگرشهای مذهبی به عنوان عامل خطرساز عمده عمل می‌کند.

4ـ تأثیر‌شان در زمانهای مختلف در چرخه زندگی متفاوت است. این عوامل بسته به اینکه فرد در چه سنی به سر می‌برد و چه دورانی را پشت سر می‌گذارد به لحاظ تأثیر و خطرزایی یا محافظت‌کنندگی متفاوت هستند.

5ـ اهمیت آنها در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و پیامدهای مرتبط با آن متفاوت است. هریک از عوامل خطرساز و محافظت کننده می‌توانند در ظاهر ساختن مراحل مصرف دارو و متفاوت عمل کنند و پیامدهای متفاوتی داشته باشند. مثلاً افسردگی به عنوان یک عامل خطرسازی می تواند شروع مصرف مواد را در فرد به نحو خاصی ایجاد کند و پیامدهای متفاوتی برای فرد باعث شود.

6ـ این عوامل می‌توانند در معرض تغییر قرار گیرند. به این معنی که با مداخلات پیشگیرانه می‌توان افسردگی با اضطراب را در افراد یا جمعیتی خاص کاهش داد و از این طریق احتمال خطر را کاهش داد. همینطور در افراد می‌توان عوامل محافظت کننده مثل نگرشهای مذهبی،‌ مهارتهای مقابله‌ای را افزایش داد و احتمال مصونیت را بیشتر کرد.در زیر به عوامل خطرساز و محافظت کننده در سوء‌مصرف و وابستگی به مواد اشاره می‌شود.

عوامل مخاطره آمیز:

دوره نوجوانی

استعداد ارثی

صفات شخصیتی:

صفات ضد اجتماعی

پرخاشگری

اعتماد به نفس پایین

اختلالات روانی:

افسردگی اساسی

فوبی

نگرش مثبت به مواد:

موقعیت‌‌های مخاطره‌آمیز:

ترک تحصیل

بی‌سرپرستی

ثیر مثبت مواد بر فرد

دوره نوجوانی: مخاطره‌آمیزترین دوران زندگی از نظر شروع به مصرف مواد دورة نوجوانی است. نوجوانی دورة انتقال از کودکی به بزرگسالی و کسب هویت فردی و اجتماعی است.در این دوره، میل به استقلال و مخالفت با والدین به اوج خود می‌رسد و نوجوان برای اثبات بلوغ و فردیت خود ارزشهای خانواده را زیر سوال می‌برد و سعی در ایجاد و تحلیل ارزش های جدید خود دارد. مجموعة این عوامل، علاوه بر حس کنجکاوی نیاز به تحرک، تنوع و هیجان، فرد را مستعد مصرف مواد می‌نماید.

ژنتیک:‌ شواهد مختلفی از استعداد ارثی اعتیاد به الکل و مواد وجود دارد. تأثیر مستقیم عوامل ژنتیکی عمدتاً از طریق اثرات فارماکوکینتیک و فارکودینامیک مواد در بدن می‌باشد که تعیین کنندة تأثیر ماده بر فرد است. برخی از عوامل مخاطره‌آمیز دیگر نیز تحت نفوذ عوامل ژنتیکی هستند مانند برخی اختلالات شخصیتی و روانی و عملکرد نامناسب تحصیلی ناشی از اختلالات یادگیری.

صفات شخصیتی: عوامل مختلف شخصیتی با مصرف مواد ارتباط دارند. از این میان، برخی از صفات بیشتر پیش‌‌بینی کنندة احتمال اعتیاد هستند و به طور کلی فردی را تصویر می‌کنند که با ارزش‌ها یا ساختار‌های اجتماعی مانند خانواده،‌ مدرسه و مذهب پیوندی ندارد و یا از عهدة انطباق، کنترل یا ابزار احساسات دردناکی مثل احساس گناه، خشم و اضطراب برنمی‌اید. این صفات عبارتند از: عدم پذیرش ارزش‌های سنتی و رایج، مقاومت در مقابل منابع قدرت، نیاز شدید به استقلال،‌صفات ضد اجتماعی، پرخاشگری شدید، احساس فقدان کنترل بر زندگی خود، اعتماد به نفس پایین، فقدان مهارت‌های اجتماعی و انطباقی. از آنجا که اولین مصرف مواد، معمولاً از محیط‌های اجتماعی شروع می شود هر قدر فرد قدرت تصمیم‌گیری و مهارت ارتباطی بیشتری داشته باشد، بهتر می‌تواند در مقابل فشار همسالان مقاومت کند.

اختلالات روانی: در حدود 70 درصد موارد، همراه با اعتیاد اختلالات دیگر روانپزشکی نیز وجود دارد. شایع‌ترین تشخیص‌ها عبارتند از: ‌افسردگی اساسی، اختلال شخصیت ضد اجتماعی، فوبی، دیس تایمی، اختلال وسواسی ـ جبری، اختلال  مانیک، مانیا، اسکیزوفرنیا.

نگرش مثبت به مواد: افرادی که نگرش‌ها و باورهای مثبت و یا خنثی به مواد مخدر دارند،‌ احتمال مصرف و اعتیادشان بیش از کسانی که نگرش‌های منفی دارند. این نگرش‌های مثبت معمولاً عبارتند از: کسب بزرگی و تشخص، رفع دردهای جسمی و خستگی، کسب آرامش روانی، توانایی مصرف مواد بدون ابتلا به اعتیاد.

موقعیت‌های مخاطره‌آمیز فردی: بعضی از نوجوانان و جوانان درموقعیت‌ها یاشرایط قرار دارند که آنان را در معرض خطر مصرف مواد قرار می‌دهد. مهمترین این موقعیت‌ها عبارتند از: در معرض خشونت قرار گرفتن در دوران کودکی و نوجونی، ترک تحصیل، بی‌سرپرستی یا بی خانمانی، فرار از خانه، معلولیت جسمی، ابتلا به بیماریها یا دردهای مزمن. حوادثی مانند از دست دادن نزدیکان یا بلایای طبیعی ناگهانی نیز ممکن است منجر به واکنش‌های حاد روانی شوند. در این حالت فرد برای کاهش درد و رنج و انطباق با آن از مواد استفاده می‌کند.

تأثیر مواد بر فرد: این متغیر وقتی وارد عمل می‌شود که ماده حداقل یک بار مصرف شده باشد. چگونگی تأثیر یک ماده بر فرد، تابع خواص ذاتی مادة مصرفی و تعامل آن با فرد و موقعیت فرد مصرف کننده است. تأثیر مواد بر فرد مصرف کننده، به میزان قابل توجهی، به مشخصات او بستگی دارد. این مشخصات عبارتند از: شرایط جسمی فرد، انتظار فرد از مواد، تجربیات قبلی تأثیر مواد و مواد دیگری که هم‌زمان مصرف شده‌اند، مواد مختلف نیز تأثیرات

متفاوتی بر وضعیت فیزیولوژیک و روانی فرد دارند، مثلاً‌: هروئین و کوکائین سرخوشی شدید، الکل آرامش و نیکوتین مختصری هشیاری و آرامش ایجاد می‌کند.

عوامل مربوط به خانواده: خانواده اولین مکان رشد شخصیت، تشکیل باورها و الگوهای رفتاری فرد است. خانواده علاوه بر اینکه، محل حفظ و رشد افراد و کمک به حل استرس و پاتولوژی است، منبعی برای تنش، مشکل و اختلال نیز می‌باشد. ناآگاهی والدین، ارتباط ضعیف والد و کودک،‌ فقدان انضباط در خانواده،‌ خانوادة مشتنج یا آشفته و از هم گسیخته، احتمال ارتکاب به انواع بزهکاری‌ها مانند سوء مصرف مواد را افزایش می‌دهد. همچنین والدینی که مصرف کنندة‌ مواد هستند باعث می‌شوند فرزندان با الگوبرداری از رفتار آنان، مصرف مواد را یک رفتار بهنجار تلقی کرده، رفتار مشابهی پیشه کنند.

تأثیر دوستان: تقریباً در 60 درصد موارد، اولین مصرف مواد بدنبال تعارف دوستان رخ می‌دهد. ارتباط و دوستی با همسالان مبتلا به سوء مصرف مواد، عامل مستعد‌کنندگان مواد برای گرفتن تایید رفتار خود از دوستان، سعی می‌کنند آنان را وادار به همراهی با خود نمایند. گروه "همسالان" به خصوص در شروع مصرف سیگار و حشیش بسیار مؤثر هستند. بعضی از دوستی‌ها، صرفاً حول محور مصرف مواد شکل می‌گیرد نوجوانان به تعلق به یک گروه نیازمندند و اغلب پیوستن به گروههایی که مواد مصرف می‌کنند، ‌بسیار آسان است. هرچه پیوند فرد با خانواده، ‌مدرسه و اجتماعات سالم کمتر باشد،‌ احتمال پیوند او با این قبیل گروهها بیشتر می‌شود.

عوامل مربوط به مدرسه: از آنجا که مدرسه بعد از خانواده، مهم‌ترین نهاد آموزشی و تربیتی است، می‌تواند از راه‌های زیر زمینه‌ساز مصرف مواد در نوجوانان باشد:

بی‌توجهی به مصرف مواد و فقدان محدودیت یا مقررات جدی منع مصرف در مدرسه، استرس‌های شدید تحصیلی و محیطی، فقدان حمایت معلمان و مسئولان بهنگام نیاز عاطفی و روانی زمان بروز مشکلات و طرد شدن از طرف آنان.

عوامل مربوط به محل سکونت: عوامل متعددی در محیط مسکونی می‌تواند موجب گرایش افراد به مصرف مواد می شود:

فقدان ارزش‌های مذهبی و اخلاقی،‌ شیوع خشونت و اعمال خلاف، وفور مشاغل کاذب، آشفتگی و ضعف همبستگی بین افراد محل و حاشیه‌نشینی از جمله این عواملند.

مشخصات فردی و عوامل محیطی بخشی از علل اعتیاد هستند و بخش دیگر را بازارهای بین‌المللی مواد و عوامل اجتماعی ـ اقتصادی حاکم بر جامعه تشکیل می‌دهند. این عوامل عبارتند از:قوانین: فقدان قوانین جدی منع تولید، خرید و فروش، حمل و مصرف مواد، موجب وفور وارزانی آن می‌شود.

بازار مواد: میزان مصرف مواد، با قیمت آن نسبت معکوس دارد. هرچه قیمت مواد کاهش یابد، تعداد افرادی که بتوانند آن را تهیه کنند افزایش می‌یابد. همچنین سهل‌الوصول بودن مواد به تعداد مصرف‌کنندگان آن می‌افزاید.

مصرف مواد به عنوان هنجار اجتماعی: در جوامعی که مصرف مواد نه تنها ضد ارزش تلقی نمی‌شود، بلکه جزئی از آداب و سنن جامعه و یا نشان تمدن و تشخص و وسیلة احترام و پذیرایی است، مقاومتی برای مصرف مواد وجود ندارد و سوء‌مصرف و اعتیاد شیوع بیشتری دارد.

کمبود امکانات فرهنگی، ورزشی، تفریحی: کمبود امکانات لازم برای ارضای نیازهای طبیعی روانی و اجتماعی نوجوانان و جوانان از قبیل کنجکاوی، تنوع طلبی، هیجان‌خواهی، ماجراجویی، مورد تأیید و پذیرش قرار گرفتن و کسب موفقیت بین همسالان، موجب گرایش آنان به کسب لذت و تفنن از طریق مصرف مواد وعضویت در گروه‌های غیر سالم می‌شوند.

عدم دسترسی به سیستم‌های خدماتی، حمایتی، مشاوره‌ای و درمانی: در زندگی افراد، موقعیت‌ها و مشکلاتی پیش می‌آید که آنان را از جهات مختلف در معرض خطر قرار می‌دهد. فقدان امکانات لازم یا عدم دسترسی به خدماتی که در چنین مواقعی بتواند فرد را از نظر روانی، مالی، شغلی، بهداشتی و اجتماعی حمایت نماید، فرد را تنها و بی‌پناه، بدون وجود سطح مقاومت اجتماعی رها می‌کند.

توسعة صنعتی جامعه، مهاجرت، کمبود فرصت‌های شغلی و محرومیت اقتصادی ـ اجتماعی: توسعة صنعتی، جوامع را به سمت شهری شدن و مهاجرت از روستاها به شهرها سوق می‌دهد. مهاجرت باعث می‌شود تا فرد، برای اولین بار، با موانع جدیدی برخورد نماید. جدایی از خانواده، ارزش‌های سنتی و ساختار حمایتی قبلی به تنهایی، انزوا و ناامیدی فرد می‌انجامد. کم سوادی،‌ فقدان مهارت‌‌های شغلی، عدم دسترسی به مشاغل مناسب و به دنبال آن محدودیت در تأمین نیازهای حیاتی و اساسی زندگی و تلاش برای بقاء، فرد را به مشاغل کاذب یا خرید و فروش مواد می‌کشاند و یا برای انطباق با زندگی سخت روزمره و شیوة جدید زندگی به استفاده از شیوه‌های مصنوعی مانند مصرف مواد سوق می‌دهد.

عوامل شخصیتی: داشتن اعتماد به نفس بالا و مهارتهای اجتماعی، علاوه بر کاهش استرس‌های محیطی ناشی از ارتباط با دیگران، باعث توانایی مقاومت در مقابل خواسته‌های خلاف دیگران و اصرار دوستان برای مصرف می‌شود. همچنین مهارتهای انطباقی موجب می‌شود که فرد هنگام برخورد با استرس، برای حل مشکلات و تطابق با آن از شیوه‌های مناسبی استفاده نماید.

باورها وارزش‌ها: اعتقادات و باورهای راسخ دینی و مذهبی، فرد را در مقابل مصرف مواد محافظت می‌کند. نگرش منفی به مواد، شامل باور به اعتیاد آور بودن و اثرات تخریبی مواد،‌ احتمال مصرف آن را کاهش می‌دهد.

موفقیت‌ها: موفقیت‌های تحصیلی، شغلی و اجتماعی با افزایش اعتماد به نفس، ایجاد ثبات و هدفمندی در مسیر زندگی و کسب حمایت‌های لازم، فرد را از خطر مواد مخدر حافظت می‌نماید.

داشتن خانواده‌ای سالم و همبسته: پیوند و تعامل مثبت بین فرد و والدین از سنین کودکی موجب ارضای نیازهای عاطفی ـ روانی کودک می‌شود. این افرد، با تجربة روابط منطقی و قابل پیش‌بینی، کمتر دچار انحرافات شخصیتی می‌شوند و مهارتهای گوناگونی را که لازمة برقراری روابط سالم بین فردی و اجتماعی است می‌آموزند و با داشتن حس تعلق و وابستگی، کمتر احساس تنهایی و انزوا نموده و به دامن اعتیاد کشیده نمی‌شوند.

هشیاری و حمایت خانواده، ‌مدرسه و اطرافیان: هشیاری و آگاهی والدین از خطر مصرف مواد مخدر و  احتمال اعتیاد فرزندان،‌ کنترل و مراقبت کافی و تأمین حمایت و راهنمایی لازم از طرف خانواده،‌ مدرسه، اطرافیان و دوستان سالم و صمیمی، به هنگام نیاز،‌ احتمال مصرف مواد و یا سوء مصرف و اعتیاد را کاهش می‌دهد.

ضد ارزش بودن مصرف مواد: در محیط‌ها و جوامعی که به وضوح هرگونه مصرف مواد نهی می‌شود و اعتبار موقعیت فردی، خانوادگی، شغلی و اجتماعی افراد مصرف کننده تنزل می‌یابد، نگرش منفی افراد به مواد کاهش شیوع اعتیاد می‌انجامد.

دسترسی به خدمات: دسترسی به خدمات حمایتی (هنگام بروز مشکلاتی مانند بی‌سرپرستی و از دست دادن شغل)،‌خدمات مشاوره‌ای (هنگام بروز مشکلات عاطفی یا اتخاذ تصمیم مهم) و خدمات درمانی (برای بیمارانی که تمایل به ترک اعتیاد دارند)، موجب می‌شود تا عوامل مخاطره‌آمیزی که فرد ممکن است در طی زندگی با آنها روبرو شود،‌ تشدید نشده و یا ازمان نیابند.

عدم دسترسی به مواد: هر قدر مواد در محیط زندگی فرد نایاب‌تر و یا گران‌تر باشد، احتمال مواجهه و مصرف کاهش می‌یابد.

انواع مواد و شیو ه های مصرف

مواد افیونی

تریاک :  تریاک از گیاه خشخاش به دست می‌آید. منشأ هروئین،‌کدئین و مرفین نیز از همین ماده است.

 

رنگ و شکل: تریاک معمولاً به رنگ قهوه‌ای سیر و دارای قوامی خمیری است که   بویی شبیه به آمونیاک یا ادرار مانده داده و هنگام سوختن بوی خاصی شبیه چسب دوقلو می‌دهد. بسته‌بندی آن به صورت لول، حبه قند و یا کیک می‌باشد.

 

سوختة تریاک: پس از مصرف تدخینی (کشیدن) تریاک ماده‌ای به رنگ قهوه‌ای سوخته و براق به دست می‌آید که "سوخته" نام دارد. گاهی آن را در آب حل کرده و به صورت شربت بنفش رنگی مصرف می‌کنند.

 

شیرة تریاک: سوختة تریاک را در آب حل می‌کنند و می‌جوشانند سپس آن را از صافی عبور می‌دهند. آنچه باقی می‌ماند "تفاله" نام دارد. محلول حاصل را مجدداً حرارت می‌دهند. با این کار مادة خمیری و سفت و غلیظی به رنگ قهوه‌ای روشن به دست می‌آید که "شیره" نام دارد.

روش‌های مصرف:

1ـ تدخین (دود کردن): ابزارهای مورد استفاده برای تدخین عبارتند از: منقل، وافور، چپق،‌نگاری (وسیله‌ای شبیه چپق که برای مصرف شیره بکار می‌رود)، قلیان، ذغال‌های نیمه سوخته، سیخ، میله و سنجاق بازد شده‌ای که سر آن سیاه شده باشد. در روش سیخ و سنگ، سر سیخ را داغ کرده با سنجاق، تریاک را بر روی آن می‌گذارند و با لوله‌ای دود حاصل را وارد ریه‌ها می‌کنند.ی‌کنند.

2ـ خوردن: این روش را بیشتر، افرادی که بیماری جسمی دارند یا مدت طولانی از روش تدخین استفاده کرده‌اند، به کار می‌برند. تریاک را معمولاً بعد از غذا می‌خورند. در این روش مصرف، وسیله و اثر دال بر مصرف وجود ندارد.

3ـ تزریق: در این روش، تریاک را در داخل آب حل کرده و در یک قاشق می‌ریزند و آن را کمی حرارت می‌دهند. سپس آن را روی تکة پنبه یا اسفنج می‌ریزند و با سرنگ می‌کشند و داخل ورید تزریق می‌کنند. معمولاً معتادان بی بضاعت از این روش استفاده می‌کنند. وجود سرنگ‌های کهنه وچندبار مصرف شده، قاشق سیاه شده، تکه‌های پنبه یا اسفنج، علامت مصرف تزریقی ماده است.

هروئین

یکی از مشتقات نیمه مصنوعی مرفین است. هروئین پودر بسیار نرم و سفید رنگی است که اشکال بسیار ناخالص آن قهوه‌ای رنگ می‌باشد. هروئین را درتکه‌های پلاستیک به شکل مخروطی بسته‌بندی می‌کنند و سر آن را با آتش می‌بندند. در این حالت آب در آن نفوذ نمی‌کند و در مواقع خطر می‌توانند آن را ببلعند و پس از دفع از آن استفاده کنند. وزن بسته‌های هروئین 5 سانتی‌ گرمی، ربعی (4/1 گرم)، 5/2 و 5 گرمی است. هروئین موجود در بازار معمولاً ا5 تا 10 درصد هروئین دارد و بقیه آن شیر خشک، پودر بیکربنات و پودر گلوکز است.

 

روش های مصرف:

ـ تدخین: در این روش، هروئین را روی زرورق سیگار می‌ریزند و از زیر با دستمال کاغذی لوله شده و یا تکه‌های مقوای باریک که با کبریت آتش زده شده باشد، کمی حرارت می‌دهند و دود حاصل را از راه دهان بالا می‌کشند. گاهی هروئین را با باربیتورات ترکیب نموده و تدخین می‌‌کنند که به نام "شکار اژده" معروف است. وجود تکه‌های دستمال کاغذی لوله‌ شده نیمه سوخته یا تکه‌های باریک مقوا و یا زرورقی که رویة آلومینیومی آن سیاه شده باشد علامت مصرف تدخینی هروئین است.

 

2ـ استنشاق (دماغی): در این روش که معمولاً توسط معتادان غیر حرفه‌ای مورد استفاده قرار می‌گیرد، هروئین را روی کاغذ صافی می‌ریزند و با استفاده از اسکناس لوله‌ شده آن را از طریق بینی بالا می‌کشند.

 

3ـ تزریق: در این روش، هروئین را با آب لیمو، جوهر لیمو، یا قرص ویتامین C  در قاشق حل کرده و کمی حرارت می‌دهند. سپس از طریق سرنگ به زیر جلد یا داخل ورید تزریق می‌کنند                        کدئین:

ماده سفید رنگی است که به صورت قرص‌های خالص یا به صورت ترکیب با   استامینوفن، آسپیرین یا شربت‌های ضد سرفه مورداستفاده معتادان قرار   می‌گیرد.

 

مصرف مکرر و بدون دلیل و یا با بهانه‌های بی مورد قرص‌های آسپیرین کدئینه یا   استامینوفن کدئینه نشانه‌ای از اعتیاد به مواد می‌باشد                      مرفین:

پودری سفید یا کرم (و گاهی به رنگ قرمز آجری) تلخ مزه و بی‌بو است. این ماده در حال خالص نرم یا ورقه‌ای به رنگ سفید تا زرد کم‌رنگ می‌باشد.   مرفین به صورت آمپول های 10 و 20 گرمی مورد مصرف پزشگی قرار می گیرد.به صورت زیر جلدی، داخل عضلانی و داخل وریدی مصرف می‌شود.

 

حشیش:

از سرشاخه‌های گیاه شاهدانه که بوته‌ای شبیه به گزنه است به دست می‌آید:

حشیش: ماده‌ای به رنگ سبز خاکستری و گاهی قهوه‌ای مایل به سبز با قوامی سفت است.

 

روش‌ مصرف:

1ـ تدخین: معمولاً حشیش را گرم می‌کنند تا بصورت پودر درآید و سپس آن را با توتون سیگار مخلوط می‌کنند و درون کاغذ سیگار می‌ریزند و می‌کشند.

2ـ خوردن: حشیش را با شیرین با نوشابه مخلوط می‌کنندو آن را می‌خورند، می‌جوند یا می‌نوشند.

ماری جوانا:

ماده‌ای شبیه توتون، سبز رنگ و زبر است که به روش تدخینی مصرف می شود.

چرس، گانجا، بنگ و روغن حشیش سایر موادی هستند که از شاهدانه به دست می‌آیند.

مواد استنشاقی

عمدة این مواد عبارتند از: چسب،‌ بنزین، مایع سوخت، فندک، تینرهای نقاشی، اتر، مایع خشک‌شویی.

روش مصرف

برای استعمال برخی از این مواد ابتدا یک دستمال یا تکه‌ای پارچه را به آن آغشته نموده سپس آن را در مقابل دهان یا بینی گرفته استنشاق می‌نمایند. برخی دیگر از این مواد مستقیماً از ظرف مربوطه استنشاق می‌شوند.

کوکائین:

مادة بلوری سفید رنگی است که از برگ‌های گیاه کوکا به دست می‌آید.

روش‌های مصرف: استنشاقی و تدخینی

مواد توهم‌زا:

یکی از مهمترین این موارد L.S.D است که به اشکال مختلف مانند قرص نقره‌ای خاکستری رنگ، پودر سفید رنگ، کپسول و مایع صاف و روشن و بدون رنگ و بو یافت می‌شود.

 

روش مصرف

معمولاً گرد یا مایع آن را روی حبه قند می‌ریزند و می‌خورند.

فن سیکلیدین (P.C.P)

به صورت پودر کریستالی به رنگ‌های مختلف و یا مایع دیده می‌شود.

روش های مصرف: تزریقی، خوراکی، استنشاقی و تدخینی (به وسیلة سیگار دست پیچ یا پیپ)

 

داروهایی که مصرف پزشکی دارند

برخی از داروهایی که برای درمان بیماری‌ها تجویز می‌گردند در صورت مصرف نابجا می‌توانند اعتیادآور باشند. عمده‌ترین این داروها عبارتند از:

داروهای مسکن ـ خواب‌آور مانند بنزودیازپین‌ها (دیازپام، کلردیازپوکساید، اکسازپام و.) و باربیتوراتها (فنوباریتال، سکوباریتال، آموباریتال، پنتوباریتال و.)قرص‌های ضد درد مانند استامینافن کدئین،‌ آسپیرین کدئین و شربت‌های ضد سرفه و خلط آور حاوی کدئیو

 

آمفتامین‌ها

قرص‌های دی فنوکسیلات

قرص های بیپریدین‌ (آرتان)

مواد افیونی کدامند؟
  تریاک، شیره و سوخته تریاک، کدئین، هروئین و مرفین انواعی از مواد افیونی هستند که از گیاه خشخاش به دست می‌آیند. در ایران مواد افیونی شایع‌ترین مواد غیر قانونی مورد مصرف می‌باشند.

آثار مصرف مواد افیونی

ابتدا احساس لذت و سرخوشی و سپس کج خلقی و افسردگی

احساس گرما وگل انداختن صورت

تنگ شدن مردمک چشمها

گیجی و رخوت

تهوع و استفراغ

ضعیف شدن تنفس

اغما و مرگ در اثرمصرف مقادیر زیاد مواد

عوارض مصرف طولانی مواد افیونی

اعتیاد (مواد افیونی به شدت اعتیاد آورند و معمولاً پس از چند بار مصرف وابستگی ایجاد می‌کنند)

یبوست

تیره شدن پوست

کاهش میل و توانایی جنسی در مردان

نامرتب شدن قاعدگی در زنان

بی‌توجهی به وضعیت بهداشتی و سلامتی

کاهش وزن

چرت زدن دایمی

افسردگی

عفونتهای خطرناک مثل ایدز، عفونت کبدی و کزاز در اثر تزریق

علایم ترک مواد افیونی

وقتی فردی به مواد افیونی معتاد شد، قطع ناگهانی مصرف آنها باعث بروز علایم ناخوشایندی می‌شود که 6 تا 8 ساعت پس از آخرین بار مصرف ظاهر شده و تا 10 روز باقی می‌ماند. اوج شدت این علایم روزهای دوم و سوم پس از قطع است. این علایم عبارتند از:

درد استخوانی و عضلانی

دل پیچه و اسهال

آبریزش از چشم و بینی

عطسه، سکسکه و خمیازه

سیخ شدن موهای بدن و احساس سرما و لرز

بی قراری

بی خوابی

عصبانیت و پرخاشگری

این علایم پس از چند روز رفع می‌شوند، اما اشتیاق به مصرف مواد تا چند ماه باقی می‌ماند و همین اشتیاق ممکن است سبب مصرف مجدد شود.

حشیش چیست؟

از گیاه شاهدانة هندی مواد مختلفی به دست می‌آید که به نام‌های حشیش، ماری جوانا،‌ علف، بنگ، گراس و جوینت شناخته می‌شوند.

آثار مصرف حشیش:

·      تغییر در درک رنگ و صدا

·      افزایش اشتها

·      تند شدن ضربان قلب

·      قرمزی چشمها

·      اختلال حافظه، گیجی و بی توجهی به اطراف

·      به هم خوردن تعادل حرکتی

·      علایم روانی شدید مثل شنیدن صداهای غیر واقعی، صحبتهای نامربوط، رفتارهای غیر عادی، اضطراب و افسردگی

عوارض مصرف طولانی حشیش:

·      بیماریهای تنفسی مزمن و سرطان ریه

·      نازایی در زن و عقیمی در مرد

·      از بین رفتن سلولهای مغزی (پوک شدن مغز)

·      تشنج

·      اختلال روانی شدید و پایدار

·      کم شدن علاقه و انگیزه برای زندگی، شغل و روابط اجتماعی و خانوادگی

آیا حشیش اعتیاد آور است؟      بلی.

برخلاف عقیدة رایج بین مردم که فکر می‌کنند حشیش باعث اعتیاد نمی شود، "حشیش اعتیادآور است".1570;ور است".

کسی که مدتی حشیش مصرف کند، به راحتی قادر به ترک مصرف آن نخواهد بود و در صورت مصرف نکردن دچار علایمی مثل اضطراب، بی قراری، بی خوابی، درد عضلانی، اسهال،‌ تهوع و استفراغ می‌شود. از همه مهمتر اینکه ترک حشیش به علت فشار روانی شدید و احساس اشتیاق فراوان برای مصرف بسیار مشکل است و مصرف‌کنندگان باید بدانند که در صورت یکی دوبار مصرف کردن حشیش ممکن است به آن معتاد شوند.

الکل یکی از شایع‌ترین مواد مورد سوء مصرف در دنیاست.

آثار مصرف الکل

·      رفتارهای نامناسب، پرحرفی یا کم حرفی، بی ربط حرف زدن، معاشرتی شدن یا گوشه‌گیری، پرخاشگری

·      ناتوانی در انجام حرکات دقیق و ظریف

·      تلوتلو خوردن به هنگام راه رفتن

·      اشکال در به خاطر سپاری وقایع

عوارض مصرف طولانی الکل

·      اختلال خواب

·      بیماری‌‌های معده (مثل زخم معده)، مری، کبد، لوزالمعده

·      سوء تغذیه

·      افزایش فشار خون و خطر سکته‌های قلبی و مغزی

·      ضعف عضلانی

·      ناتوانی جنسی و تأخیر در انزال

·      افزایش خطر سرطانهای سر و گردن و دستگاه گوارش

·      ابتلا به فراموشی

·      برای جلوگیری از ایجاد فراموشی ناشی از مصرف طولانی الکل،‌هر فرد الکلی باید روزانه 100 میلی‌گرم ویتامین

·      (ویتامین B1) دریافت کند.

علایم ترک الکل

·         چنانچه فردی پس از مصرف طولانی و زیاد الکل، ناگهان آن را قطع کند و یا مقدار مصرف آن را کاهش دهد دچار علایم ترک می‌گردد. این علایم عبارتند از:

·      تعریق

·      افزایش ضربان قلب

·      لرزش شدید دستها

·      بی‌خوابی

·      تهوع و استفراغ

·      توهمات شنوایی و بینایی (شنیدن صداها یا دیدن چیزهایی که وجود ندارد)

·      هیجانات شدید

·      اضطراب

·      تشنج

·   بیمارانی که دچار علایم ترک الکل می‌شوند باید سریعاً تحت نظر پزشک قرار گرفته و مداوا شوند در غیر این صورت خطر مرگ بیمار را تهدید می‌کند.

 

مواد توهم زا -  ال. اس. دی.

مواد توهم‌زا دسته‌ای از مواد هستند که سبب ایجاد تغییراتی در خلق و ادراک می‌شوند. سردستة این گروه از مواد (L.S.D) Lysergic Acid Diethylamide است. تحمل نسبت به این داروها خیلی سریع و پس از 3 تا 4 روز مصرف مستمر پدید می‌اید. وابستگی جسمانی به توهم‌زاها بوجود نمی‌آید و با قطع مصرف آنها علایم ترک ظاهر نمی‌شود،‌ اما وابستگی روانی می‌تواند پدید آید.

آثار مصرف L.S.D:

آثار L.S.D دو ساعت پس از مصرف ظاهر شده و معمولاً 8 تا 14 ساعت دوام دارد. این آثار عبارتند از:

·   تغییرات رفتاری یا روانی (اضطراب، واکنش پاتیک، ترس از دیوانگی، ‌افسردگی، افکار پارانویید، اختلال قضاوت، رفتارهای خود آزارانه و حتی خودکشی)

·   اختلال ادراکی (مسخ شخصیت، مسخ واقعیت، ‌توهم خطای حسی، حس آمیزی بصورت درآمیختن ادراکات مثل شنید رنگها یادیدن صداها)

·      تحریک سیستم اتونوم (لرزش، تعریق، تاکی کاردی)

·      اختلال تعادل

·      افت عملکرد شغلی و اجتماعی

عوارض مصرف طولانی L.S.D:

·      اختلالات روانی شدید و دیرپا (اضطراب و سایکوز)

·      flashback  (علایم ادراکی ناشی از مصرف بدون مصرف اخیر L.S.D)

کوکائین

کوکائین یکی از اعتیادآورترین و خطرناک‌ترین مواد مورد سوء مصرف است. این ماده از گیاه Erythroxylon Coca بدست می‌آید. وابستگی روانی به کوکائین ممکن است پس از یکبار مصرف به وجود آید. کوکائین وابستگی جسمی نیز ایجاد می‌کند، اما علایم ترک آن نسبت به ترک مواد افیونی خفیف‌تر است.

آثار مصرف کوکائین:

آثار مصرف کوکائین بلافاصله ظاهر شده و 30 تا 60 دقیقه بعد رفع می‌شوند. به همین علت افراد نوابسته به کوکائین ممکن است هر نیم تا یک ساعت یک بار، برای مصرف مجدد، از جمع یا محل کار خارج شوند. این آثار عبارتند از:

·      تحریک سیستم اتونوم (تاکی کاردی، اتساع مردمک، تعریق)

·      تهوع و استفراغ

·      علایم روانی (سرخوشی یا بی تفاوتی، اضطراب و عصبانیت، هذیانهای پارانوئید، توهم شنوایی، توهم بینایی،

·      توهم لامسه بصورت احساس خزیدن حشرات زیر پوست، کاهش تمرکز)

·      رفتارهای اجباری و تکراری

·      اختلال عملکرد شغلی و اجتماعی

·      عوارض مصرف طولانی کوکائین

·      احتقان، تورم، خونریزی و زخم مخاط بینی

·      سوراخ شدن تیغه میانی بینی

·      تیک

·      سردرد شبه میگرنی

·      کاهش وزن

·      عوارض قلبی (آریتیم، انفارکتوس میوکارد)

·      حوادث عروقی مغز

·      تشنج

عوارض مصرف طولانی مدت مواد مخدر بر سلامت فرد، خانواده و جامعه

مصرف طولانی مدت مواد موجب اختلال در بهداشت و سلامت جسمی روانی فرد می‌شود که با بروز بسیاری از بیماری‌های مزمن وخطرناک همراه است. به علاوه از آنجا که اعتیاد بیشتر به هنگام ایجاد و ساخت خانواده و در ارزشمندترین سال‌های زندگی،‌ از نظر میزان کارآیی، بیشترین تأثیر را بر زندگی خانوادگی و شغلی فرد می‌گذارد.  مواد مخدر تنها به فرد مصرف‌کنده آسیب نمی‌رساند بلکه به هرکس که با آن در تماس باشد آسیب می‌رساند؛ و زمانی که تعداد معتادان فراتر از حد قابل جبران باشد، جامعه صدمه می‌بیند.

اعتیاد خسارات و هزینه‌های بسیاری را به جامعه تحمیل می‌کند. بنابراین، عوارض ناشی از اعتیاد شامل عوارض فردی، خانوادگی، شغلی، اجتماعی و اقتصادی می‌باشد.

1) عوارض اعتیاد بر سلامت جسمی و روانی فرد

آسیب‌های عضلانی

اختلالات کبدی و کلیوی

عفونت‌های خطرناک (ایدز، هپاتین، کزاز)

بیماریهای مزمن تنفسی

اختلالات قلبی ـ عروقی

سکته‌های قلبی و مغزی

آتروفی مغزی

ناتوانی جنسی و عقیمی

اختلالت خواب

افسردگی

اختلالات روانی شدید و پایدار

2) عوارض خانوادگی

خشونت در خانواده شامل کودک‌آزاری و همسر آزاری

عفلت از فرزندان

مشکلات تحصیلی،‌ اختلالات روانی و خودکشی فرزندان

نابسامانی و آشفتگی خانواده

محدودیت در روابط سالم خارج از خانواده

افت سطح اقتصادی و اجتماعی خانواده

بی کفایتی در سرپرستی خانواده

طلاق

3) عوارض شغلی

افت اعتبار فردی و موقعیت شغلی

سوانح و حوادث حین کار

غیبت از کار

کاهش کارایی

اخراج و بیکاری

4) عوارض اقتصادی

خسارات ناشی از کاهش نیروی مولد و افزایش نیروی مصرف کنندة جامعه

هزینه‌های تحمل شده به نیروهای انتظامی و جمع‌آوری امکانات لازم برای مبارزه با جرایم مستقیم و غیر مستقیم ناشی از مواد مخدر

صرف وقت دادگاه‌ها و نیروهای قضایی

هزینة نگهداری مجرمین مواد مخدر و معتادان در زندان‌ها

هزینة مراکز بازپروری و درمانگا‌ه‌های ترک اعتیاد

هزینه‌ و خسارات ناشی از مراقبت‌های بهداشتی ثانیه شامل بیمارستان‌ها و درمانگاه‌ها

5) عوارض اجتماعی

ضعف پای‌بند به اصول اخلاقی و مذهبی

انواع جرایم مثل سرقت، فحشا، خشونت، تجاوز و قتل

افزایش مشاغل کاذب و بیکاری

بی خانمانی و فقر

پیشگیری چیست؟

بر طبق نظر مرکز پیشگیری از سوء مصرف مواد (CSAP) یکی از سه مرکز تحت نظرمدیریت سرویس‌های بهداشت روانی و سوءمصرف مواد (SAMSHA)، بخشی از خدمات بهداشت عمومی آمریکا، دپارتمان خدمات انسانی و بهداشتی، پیشگیری بعنوان مجموعه کوششهای ما برای تامین زندگی سالم و سازنده برای همه افراد گفته می‌شود.

پیشگیری سبک‌های زندگی سازنده را ارتقاء و بهبود می‌بخشد که این سبکها مخالف سوء مصرف مواد است و ایجاد محیط‌های اجتماعی را تشویق می‌کند که سبک‌های زندگی عاری از مواد را تسهیل می‌کند. پیشگیری باعث جلوگیری از مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد می‌شود.

پیشگیری موفق از تنباکو، الکل، و دیگر مواد به این معنی است که نوجوانان، زنان حامله و دیگر جمعیت‌های در معرض خطر، الکل، تنباکو و دیگر مواد را مصرف نکنند. پیشگیری خطر مصرف مواد را کاهش می‌دهد و محیط ایمن را بوجود می‌آورد. پیشگیری موفق منجر به کاهش در مرگ و میرهای مربوط به ترافیک، خشونت. HIV./AIDS و دیگر بیماریهای مقاربتی جنسی (STDs)، تجاوز، حاملگی نوجوان، سوء رفتار با کودک، سرطان و بیماری قلبی، صدمات و تروما و دیگر مشکلات مربوط به سوء مصرف مواد می‌شود. پیشگیری فرآیند پویایی است که باید مرتبط با هر نسل باشد و استمرار پیدا کند.

برنامه پیشگیری اولیه از سوء مصرف مواد در محیط‌های دانشگاهی

1ـ بر مبنای بررسی‌های انجام گرفته (دی جونگ و همکاران، 1998؛ آستین، 1997)، راهبرد پیشگیری سه بخشی (Tree-Pronged Prevention Strategy)، که از سه برنامه موفق پیشگیرانه مبتنی بر محیط دانشگاه (College - Based Prevention) به دست آمده، تأییدات بسیاری به دست آورده است، این سه برنامه عبارتند از:

1ـ برنامه ادغام در برنامه درسی (Curriculum infusion program)

2ـ فعالیت رسانه‌ای در زمینه هنجاری اجتماعی (Social norms media campaign

3ـ طرح آموزش همگنان (Peer-education project)

1ـ برنامة ادغام در برنامه درسی

در این برنامه، موضوعات پیشگیری از سوء مصرف مواد و الکل درون برنامه‌های درس، در طیفی از دروس ارائه شونده از سوی دانشکده‌ها گنجانده می‌شود. خصوصاً رشته‌هایی چون روانشناسی، جامعه شناسی، علوم ارتباطات، حقوق و علوم سیاسی، تاریخ، اقتصاد و مدیریت که قابلیت بهترین برای جذب محتواهای پیشگیرانه دارند و می‌توانند در دروس خود به انتقال و ادغام موضوعات در زمینه پیشگیری از مصرف مواد بپردازند. برای مثال، در دانشکده علوم اجتماعی و جامعه شناسی، طی یک یا چند هفته می‌توان از این موضوع بحث کرد که چگونه هنجارهای اجتماعی بر رفتار مصرف مواد اثر می‌گذارد یا در کلاسهای دانشکده حقوق،‌ راههایی را که مصرف مواد و الکل بهاقدامات خشونت بار یاجنایی می‌انجامـد، موضوع بحث قرار گیرد. در نتیجه هر رشته به فراخور محتوای ویژه خود، دانشجویان را در معرض پیام‌هایی در ارتباط با سوء مصرف مواد قرار می‌دهد. این مدل بر این فرض استوار است که مشکلات مرتبط با سوء مصرف مواد ناشی از بی توجهی دانشجویان نسبت به خطرات مصرف است.

2ـ فعالیت رسانه‌ای در زمینه هنجارهای اجتماعی  در این برنامه، به منظور مبارزه با سوء فهم‌های گسترده دانشجویان در زمینه‌ هنجارهای اجتماعی مربتط با سوء مصرف مواد تلاش می‌شود. هدف اصلاح سوء فهم‌ها است. در این زمینه از طریق مجلات، مقالات دانشجویی، تبلیغات، سمینارهای دانشجویی، پوستر و بروشور، در زمینه پیشگیری از مصرف اقدام صورت می‌گیرد.

اقدامات رسانه‌ای در بوفه‌ها، کافه‌ها و دیگر فضاهایی که دانشجویان در آن گردهم می‌آیند، انجام می‌گیرد و تصحیح نگرش و باورهای فرد، هدف قرار می‌گیرد.

3ـ طرح آموزش همگنان

در این برنامه دانشجویانی با شرایط خاص (برای مثال، ورزشکار بودن، عضو انجمن خاص بودن و موفق در تحصیل بودن انتخاب می شوند و آموزش می‌گیرند تا روی سایر دانشجویان خصوصاً اعضای انجمن‌هایی که خود عضوی از آن هستند، برنامه‌های پیشگیرانه و حمایتی را به کار بگذارند. از جمله وظایف این مربیان بهداشتی،‌ فراهم‌سازی زمینه برای گردهم آیی‌های سالم اجتماعی، تشکیلشب‌های فیلم، کنسرت، کارگاههای آموزشی با هدایت متخصصان بالینی در زمینه پیشگیری از سوء مصرف و نیز تشخیص به هنگام دانشجویان دارای مشکل اعتیاد و ارجاع آنها به مراکز خدمات بهداشتی است. می‌توان با تدوین و اجرای این طرح توان عملی مداخله پیگشیرانه را افزایش داد.

اجرای همزمان سه برنامه فوق زیر چتر واحد و تحت عنوان راهبرد پیشگیری سه بخشی، گام مؤثری در عرصه دانشگاهها به حساب می‌آید و دانشجویان را در برابر مخاطرات رو به افزایش سوء مصرف مصونیت می‌بخشد.

اهداف کلی برنامه

بالا بردن سطح دانش دانشجویان نسبت به خطرات مصرف مواد

تغییر در نگرش‌های دانشجویان نسبت به مصرف مواد

کاهش مصرف مواد در دانشجویان

پیشرفت در عملکرد تحصیلی دانشجویان

پیشرفت در وضعیت جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی کلیه دانشجویان

پیشرفت در رشد تحصیلی و اجتماعی کلیه دانشجویان و بالا بردن سطح سلامت محیط دانشگاه و جامعهپیشرفت در آمادگی‌های دانشجویان در مسیر شهروند مناسبی شدن و توسعه  جامعه مدنی

اهداف خاص

با توجه به سه مؤلفه مندرج در راهبرد پیشگیرانه سه بخشی، اهداف خاص را می‌توان به قرار زیر صورت بندی کرد:

افزایش مشارکت اساتید دانشگاه بعنوان هدایت‌کنندگان پیشگیری از سوء مصرف مواد.فراهم سازی زمینه برای دانشجویان جهت دریافت آموزش دربارة خطرات سوء مصرف مواد و پیشگیری از آن.

اصلاح نظر دانشجویان دربارة شیوع سوء مصرف مواد در دانشگاه.

افزایش نقش حمایتی محیط دانشگاهی در زمینه پرهیز و امساک از سوء‌مصرف مواد.

افزایش نقش رهبری مسئولان ورزشی، مربیان و دانشجویان موفق در پیشگیری از سوء مصرف موادافزایش مشارکت پیشگیرانه دانشجویان در زمینه سوء مصرف مواد.

افزایش نقش دانشجویان ورزشکار، دانشجویان موفق و دناشجویان عضو انجمن‌های دانشجویی در زمینه فراگیری از خطرات سوء مصرف و نحوه پیشگیری از آن.

افزایش حمایت محیطی در زمینه امساک از مصرف در میان دانشجویان.

آماجها

1ـ ادغام آموزشی

1-1 در اولین سال، با همیاری دانشکده‌ها، دست کم یک دوره درسی با برنامه‌ درسی پیشگیری از سوء مصرف مواد اجرا (infusion) شود. دانشجویان سال اول لازم است یک مقاله در زمینه پیشگیی از سوء مصرف مواد ارائه کنند

2-1 در اولین سال، 50 درصد از دانشجویان در سمینار سوء مصرف مواد در ترم اول ثبت نام کنند و 50 درصد دیگر در ترم دوم آن.

3-1 در دومین سال، دانشکده‌ها دومین دوره درسی را به موضوعات پیشگیری به اجرا گذارند.

2ـ فعالیتهای رسانه‌ای

1-2 دو سر مقاله از مجله دانشجویی در هر ترم تحصیلی به موضوعات پیشگیری از سوء مصرف مواد اختصاص یابد.

2-2 دو مقاله از مجله دانشجویی در هر ترم تحصیلی به موضوعات پیشگیری از سوء‌ مصرف مواد اختصاص یابد.

3-2 در هر ترم تحصیلی 10 صفحه از صفحات آگهی مجلات دانشجویی به تبلیغ پیشگیری از سوء مصرف اختصاص یابد.

4-2 نصب پوسترهایی در زمینه پیشگیری از سوء مصرف مواد در هر طبقه خوابگاهها و مکانهایی که دانشجویان در آن گردهم می‌آیند.

5-2 آموزش به درصدی از دانشجویان تا مسابقات آموزشی را در زمینه موضوعات پیشگیری در سراسر سال تحصیلی به اجرا درآورند.

6-2 اجرای 5 مسابقه آموزشی در ترم تحصیلی در محیط‌هایی که دانشجویان گردهم‌ می‌آیند.

3ـ آموزش همگنان

1-3 آموزش درصدی از دانشجویان (به نسبت 1 به 20) در محیط خوابگاهها به عنوان مربی بهداشتی همگنان.

2-3 آموزش دست کم 5 دانشجوی زن ورزشکار و 2 مربی ورزشی در فضای ورزشی دانشگاه.

3-3 اجرای دست کم دو کارگاه آموزشی پیشگیرانه از سوء مصرف مواد با تیم‌های ورزشی و دو کارگاه آموزشی در میان انجمن‌های دانشجویی یا خوابگاههای دانشجویی در ترم تحصیلی.

4-3 حمایت و فراهم سازی زمینه برای گردهم‌آیی سالم اجتماعی در سال، در هر گردهم‌آیی سالم دست کم 50 دانشجو لازم است شرکت داشته باشند.

راهکار و روش

در ابتدا برنامه لازم است دانشکده‌ها و رشته‌هایی که در ترم آتی در دوره‌های درسی خود، موضوع پیشگیری از مواد را ادغام می‌کنند مشخص شوند و با همیاری ریاست دانشکده‌ها معاونتهای آموزشی و دانشجویی فرهنگی و اساتید درباره تعداد جلسات و محتوای مواد آموزشی اجماع صورت گیرد.

در ترم اول و دوم سال تحصیلی، دانشکده‌های مختلف دو سمینار در زمینه پیشگیری از مواد اجرا کنند و دانشجویان جدیدالورود به نسبت مساوی در یکی از دو سمینار ثبت نام کنند.

در ترم اول و دوم سال تحصیلی، دو سرمقاله و دو مقاله در مجلات دانشجویی به موضوع پیشگیری از مواد اختصاص یابد و در سطح وسیع توزیع گردد.

در طول سال تحصیلی، از طریق تهیه پوستر، بروشور، و... تبلیغات وسیع در زمینه مضووع پیشگیری از مواد صورت گیرد.

در هر دانشکده به کمک انجمن‌های خود جوش دانشجویی، درصدی از دانشجویان در زمینه اجرای مسابقات آموزشی در زمینه پیشگیری از سوء مصرف مواد در ترم اول سال آموزش دیده و در دو ترم تحصیلی 10 مسابقه آموزشی با جوایز به اجرا درآید.

در ترم نخست سال تحصیی بر مبنای سوابق تحصیلی دانشجویان سال دوم یا سوم تحصیلی دانشجویانی به نسبت 1 به 20 انتخاب و مورد آموزش قرار گیرند. (بعنوان مربی بهداشتی همگن) و زیر نظر مرکز مشاوره به ارائه خدمات (برگزاری کارگاهها، گردهم آیی‌های سالم، ارجاع به هنگام، حمایت، توزیع اطلاعات و..." می پردازند. روند شکل گرفته در سال اول در سالهای آتی تکرار می‌شود.


 

منبع  اصلی به زبان فارسی


جزوه راهنمای پیشگیری و درمان اعتیاد،گروه مؤلفین ،1376،سازمان بهزیستی کشور معاونت امور فرهنگی وپیشگیری .

منابع انگلیسی


1. Dejong W.Rosati,M.&Zweig K. (1998)  Emvironmental Management .http://www.edc.org /be

2. Aastin,B  (1997) . A College  case  study  A. supplement, to  understanding  Evalauation: The way to   brttery prevention  program.

http:/www.eds.org/hect/

3. Carothers, R.L   etal.  (1997). Be   Vocal, be visionary .   A  publication  of  the    Higher   Education   Center,   VS.  Department   of   Education.

4. Rvain, B . E., Dejong w. (1998). Marking  the link Facully and  prevention. Apubliction.

5.  Dejong  w.   (1997). Setting  and  improving  policies  for  reducing A publication.

6. Jahannessen, K., etal.(1999). A Campus  case study  in  implementing social norms and  A publication.

7.  Finn, P . (1997). Preventing  Alcohol  Retalted problems  on  campus  substance . freeA publication

8.Dejong , W .&wechsheler, H. (1997). Methods  for  Assessing  student  use  alcohol  and  other  deugs.  A publication

9. Ryon, B .(1998) .Alcohol  and other  drug  prevention  challenges  at community  college.   A  publication

10 . Muraskin, L.D. (1993). Understanding  valuation  the way to better  prenention  program .  A  publication.

گرد آوری وتالیف :

حمید پیروی

دکتر عباس بخش پور

مصطفی نوکنی

زهره استوار

 

 

 

 

 

 








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ٧:٤٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۳

همه چیز به 19 سال پیش بر می گردد آن موقع من 16 سال داشتم وپر از شور وشوق جوانی ،تنها بها نه ام جدا شدن از دوستان مدرسه ام بود آن موقع جنگ تازه شروع شده بود و ما فکر می کردیم جنگ چند ماهی طول نمی کشد .ما  از جنگ می ترسیدم جز خواهرم . خواهرم تازه نا مزد کرده بود به جز خود خواهر و برادری دیگرهم داشتم. ما تازه به محلی نقل مکان کرده

بودیم یک روز در خانه تنها بودم که صدای در خانمان آمد در را باز کردم و پسری را در چارچوب در دیدم به نظرم غریبه بود خودش را معرفی کرد پسر همسایمان زهرا خانم بود برایمان شعله زرد آورده بود من تشکر کردم و ظرف را گرفتم و محتوی آن را خالی کردم و بی آنکه فکر کنم شاخه گل رزی از حیاطمان چیدم و درون ظرف گذاشتم وقتی به او دادم گفت این مزد خودم است من از خجالت قرمز شدم و بی آنکه جواب بدهم خداحافظی کردم من تا چند وقت هر روز هنگامی که به مدرسه می رفتم او را کنار درشان می دیدم  انگار هر روز منتظر من پیش در خا نه شان می ماند از آن روز یک حس دیگری نسبت به او داشتم چند مدت بعد مادرم گفت که زهرا خانم برای پسرش می خواهد بیاید به خواستگاری تو .و از آنجایی که خیلی خجالتی بودم داخل اتاقم رفتم  ولی در درون احساس خوشحالی می کردم . تا اینکه روز خواستگاری از راه رسید . آن روز پیراهن زیبایی پوشیدم ، خواهرم که سینی چای را آماده کرده بود به دستم داد اشاره کرد که بروم داخل سالن ، و من هم رفتم وقتی داخل شدم زهرا خانم و شوهرش را دیدم باور کردنی نبود آن همان پسر نبود همان پسری که هر روز برای دیدنش ثانیه شماری می کردم . من اشتباه کردم ، یوسف پسر زهرا خانم نبود آن جلسه از خواستگاری با صحبت های اولیه بین بزرگترها به پایان رسید . آن شب پدرم به من گفت نظرت چیست ؟ من بی آنکه جواب دهم در اتاق رفتم و آنها فکر کردند من راضی هستم ، صبح آن روز تصمیم گرفتم که حقیقت را به آن پسر بگویم که قصد ازدواج ندارم . چند روز بعد آنها قرار خواستگاری دیگری گذاشته بودند که من تصمیم گرفته بودم همان روز به یونس بگویم وقتی آنها آمدند طبق معمول سینی چای دستم دادند و من را روانه سالن کردند تا داخل سالن رفتم صحنه ای را دیدم که ناگهان فکر کردم هر لحظه غش می کنم یوسف کنار یونس نشسته بود . زهرا خانم بلند شد صورتم را بوسید و گفت این هم پسر دیگرم یوسف. آه من اشتباه نکرده بودم یوسف هم پسر زهرا خانم بود پس چرا یونس به خواستگاری ام آمده بود مگر یوسف مرا دوست نداشت با این سوال ها فکر می کردم که ذهنم در حال منفجر شدن است . به آشپز خانه رفتم و خودم را مشغول کردم تا اینکه پدرم مرا صدا کرد و گفت که بیایم و با یونس حرف بزنم . می خواستم به او بگویم قصد ازدواج ندارم می خواستم به او بگویم که من برادرت را دوست دارم ولی نتوانستم و همین سکوت من باعث ازدواج من و یونس شد در همان صور و صات عروسی یوسف تصمیم گرفت به جبهه برود و حتی حاضر نشد در عروسیمان شرکت کند و همین باعث شد که یکباره دل از او بکنم و کینه و تنفر به جای عشقم قلبم را پر کرد . عروسی ما با جشن مختصری برگزار شد و ما تصمیم گرفته بودیم طبقه ی بالای خانه ی مادر شوهرم زندگی کنیم من نسبت به شوهرم سرد بودم ولی یونس از جان و دل به من عشق می ورزید و با من صحبت می کرد . چند ماه بعد از عروسیمان فهمیدم که شوهرم قصد رفتن به جبهه را دارد با شنیدن این خبر تمام دنیا روی سرم خراب شد هر چند مادر شوهرم اصرار کرد یونس قبول نکرد وچند ماه بعد یونس راهی جبهه شد از آن روز حوصله هیچ کاری نداشتم چقدر بدبخت بودم ، یونس به من قول داده بود که زود بر گردد و مادر شوهرم خیلی ناراحت بود هم به خاطر من و هم به خاطر یوسف و یونس .در این بین متوجه حالت جدیدی در وجودم شدم حالم از هر بوی غذایی به هم می خورد سرم گیج می رفت زهرا خانم متوجه حالتم شده بود و می گفت که می خواهم مادر شوم خیلی خوشحال بود می گفت با آمدن بچه یونس برای همیشه به خانه بر می گردد دو ماه بعد یونس ویوسف به به خانه آمدند . یونس از خبر بچه دار شدن من خیلی خوشحال بود یونس به من گفته بود این بار برود برای همیشه پیشمان بر می گردد ولی یونس رفت و دیگر نیامد با خبر مرگ یونس حاضر بودم بمیرم . آنقدر از دست یوسف عصبانی بودم که آن را مسئول مرگ یونس می دیدم ، یوسف هم بعد از مراسم یونس به جبهه بازگشته بود.چند ماه بعد پسرم ایمان به دنیا آمد ،نسبت به پسرم هیچ احساسی نداشتم و تمام کارهایش را مادر شوهرم انجام می داد پسرم یک ساله بود که یوسف برگشت ، پسرم یوسف را پدر صدا می کرد. تا یک روز که ایمان در اتاق یوسف بود و من از آنجایی که از یوسف نفرت داشتم می خواستم ایمان را پیش خودم بیاورم با عصبانیت به اتاق یوسف رفتم و ایمان را از بغل یوسف کشیدم او گریه می کرد و مقاومت می کرد که به بغل من نیاید که یوسف به من گفت اجازه بدهید ایمان پیشم بماند ، من از آنجایی که نفرت شدیدی از او به دل داشتم به او توپیدم و از سر عصبانیت و خشم تمام عقده هایم را بر روی او خالی کردم به او گفتم که او را  مسئول مرگ یونس می دانم، به او گفتم که چقدر ازش بدم می آید آن هم همه چیز را به من توضیح داد او به من گفت که من اشتباه نکرده ام او مرا دوست داشت ولی وقتی مادرش من را برای یونس در نظر گرفته بود خودش هیچ حرفی در مورد زندگی و عشقش نگفت و زندگیش را فدای زندگی برادرش کرد . او خیلی با من حرف زد و سر آخر از من تقاضای ازدواج کرد من مات و مبهوت مانده بودم که یوسف چه می گوید آیا حقیقت دارد ؟ آیا او مرا واقعاً دوست داشت ؟ چند مدت بعد خبر ازدواج من و یوسف در خانواده پیچید و بعد از چند مدت من و یوسف با هم ازدواج کردیم . پسرم ایمان خیلی خوشحال بود یوسف خیلی ایمان را دوست داشت بعد از چند وقت من صاحب پسر دیگری به نام احسان شدم و بعد از احسان خدا به ما دختری زیبا به نام الهام داد و برای تشکر از خدای متعال و برای اینکه خانواده ام همیشه در سلامت و همچنین با تمام شدن جنگ نذر کرده بودم هر سال شعله زردی درست کنم و آن را میان همسایه ها پخش کنم اما تابستان آن سال اتفاق مهمی در زندگیم افتاد آن روز که مشغول درست کردن شعله زرد با همسایه ها بودیم در خانه به صدا در آمد و من چادری سر کردم و در را باز کردم صحنه جوی در را باور نمی کردم یونس ... یونس بود مگر آن شهید نشده بود . همان موقع غش کردم و مرا به بیمارستان بردند بعد از چند روز من از بیمارستان فرار کردم و به خانه ی دوستم رفتم از او خواهش کردم که در طریق شوهرش که پارتی کلفتی داشت مرا به دور ترین نقطه ی دنیا بفرستد آنها تصمیم گرفته بودند که مرا به قشم بفرستند بعد از آن ماجرا من به قشم رفتم و شوهر دوستم کار و خانه برایم دست و پا کرد . با اینکه اولین بار بود که بیرون از خانه کار می کردم اما با تلاش فراوان موفق شدم در کارها مهارت پیدا کنم .بعد ازشش سال با تلاش های فراوانی که برای پیدا کردن من شوهرم و بچه هایم انجام داده بودند عکسم را که در روزنامه ای به عنوان گمشده زده بودند از طریق همسایه روبه رویی ام که با آن صمیمی بودم که با گرفتن آن روزنامه متوجه آگهی آن شده بود پیش آنها رفتم و از این بابت خیلی خوشحال بودم بعدها شنیدم که بعد از رفتنم چند وقت بعدش یونس بر اثر بیماری شدیدی از بین ما رفت.








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۳

بشنو این نی چون شکایت می کند

                                             از جداییها حکایت می کند

کز نیستان تا مرا ببریده اند

                                             در نفیرم مرد و زن نالیده اند

هر کسی کو دور ماند از اصل خویش

                                             باز جوید روزگار وصل خویش

من به هر جمعیتی نالان شدم

                                             جفت بد حالان و خوش حالان شدم

هر کسی از ظن خود شد یار من

                                             وز درون من بجست اسرار من

سر من از ناله من دور نیست

                                             لیک چشم و گوش را آن نور نیست

آتش است این بانگ نای و نیست باد

                                             هر که این آتش ندارد نیست باد

نی حدیث راه پر خون می کند

                                             قصه های عشق مجنون می کند

در غم ما روزها بی گاه شد

                                             روزها با سوزها همراه شد

روزها گر رفت گور و باک نیست

                                             تو بمان آنکه چون تو پاک نیست

در نیابد حال پخته هیچ خام

                                             پس سخن کوتاه باید و السلام








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ٧:۳٥ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۳

1) زبان خام با ادبیات شکل یافته چه تفاوتهایی دارد؟3مورد

2)روش تحقیق را نام برده و یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

3)عناصر داستان را نام برده و 2 مورد را به دلخواه بنویسید؟

4)انواع ادبی را نام برده و ادبیات حماسی را توضیح دهید؟

5)متداولترین روش طبقه بندی و نام گذاری سبک ها بر پایه مقولات  هفت گانه ای است که از نظریه ی ارسطو مایه می گیرد نام ببرید؟

6)قاعده ی تحول سبک ها در پنج مرحله صورت می گیرد نام ببرید؟

7)مشهورترین تقسیم بندی سبک های  شعر فارسی که بر پایه نام مکان و زمان صورت گرفته را شرح دهید؟

8)بررسی  نثر هزار ساله ی فارسی از سه دیدگاه امکان پذیر است نام ببرید و هر کدان را توضیح دهید؟

9)اهداف و  وظایف نقد را نام ببرید؟

10)ویژگی منتقد چیست؟

11)علم بلاغت چیست؟ چند شاخه دارد ؟توضیح دهید

12)(اشکم احرام طواف حرمت می بندد* گرچه از خون دل ریش دمی  طاهر نیست)منظور چیست؟آرایه ها را مشخص کنید

13)(اندرین زندان برین دندان زنان سگ صفت*روزکی چند ای ستمکش!صبر کن دندان فشار) منظور چیست؟ آرایه ها را مشخص کنید

14)قالب قصیده را توضیح دهید و تفلوت آن را با غزل بگویید؟

15)ویژگی قطعه را بیان کنید و یک قطعه مثال بزنید؟

16)دوبیتی را توضیح دهید و یک مثال بزنید؟

17)شعر آزاد چیست؟

18)عرفان به عنوان یک دستگاه علمی و فرهنگی را نام ببرید و هر کدام را توضیح دهید؟

19)ریشه های عبادت را نام ببرید و یکی را به دلخواه توضیح دهید؟

20)چگونه عبادت کنیم؟2مورد را توضیح دهید؟

21)(شیر از معدن لب لعل ست و کان حسن* من جوهری مفلسم ایرامشوشم)مشبه، مشبه به ،ادات تشبیه،وجه شبه را معین کنید؟

22)(بلمآرام چون قویی سبکبال*به نرمی بر سر کارون همی رفت)4 رکن تشبیه آن را مشخص کنید؟

23)(مزن بیهوده چندبن طعنه ما را*بیند از زیرکی دست قضا را)چه آرایه هایی به کا ر رفته؟

24)(مهتاب به نور، دامن شب بشکافت*خوش باش که دم خوشتر از این نتولن یافت)چه آرایه ای به کار رفته؟

25)چو بید بر سر ایمان خویش می لرزم*که دل به دست کمال ابرو نیست کافر کیش)آرایه را مشخص کنید؟

26)مجاز چیست شرایط آن را بیان کنید؟

27)سجع چیست؟ مثال بزنید

28)لغز و معما چیست؟مثال بزنید

29)غزلی از حافظ را شرح دهید

30)یکی از بزرگان ادب فارسی رااز اسامی زیر شرح دهید(سهراب سپهری،نیما یوشیج،فردوسی)

31)برای یک نوشته خوب از نظر درست نویسی 3 ویژگی بنویسید؟

32)غزل مضمون را توضیح دهید و مثال بزنید

33)(من مرغ لاهوتی بدم ،دیدی که ناسوتی شدم*دامش ندیدم ناگهان در وی گرفتار آمدم)یعنی چه؟

34)(خورشید بپوشد زغمش پیرهن خز*این ست همیشه سلب خوب خزانیش)یعنی چه؟

35)(رسول اکرم ص می فرماید مسلمان کسی است که مسلمانان از دست و زبان وی در امان باشند)نشانه گذاری کنید؟

36)نامه اداری طراحی کنید وضمن معرفی خود در خواست آزمایشگاه(دانشگاه)نمایید

37)انواع خلاصه نویسی را نام ببرید

38)می خواهی گزارشی از دانشگاه طراحی کنیمبه چه چیزهایی دقت کنیم 5مورد بنویسید

39)معیارهای اتخاب یک کتاب ارزشمند چیست؟

40)نویسنده چه نکاتی را باید رعایت کند6مورد را نام ببرید

41)به صورت اجمالی نزار قبانی را توضیح دهید

42)رباعی را از لحاظ موضوعبه چند دسته تقسیم کرده اند نام ببرید

43)(کهسار که چون رزمه بزّاز بد اکنون*گر بنگری از کلبه نداف ندانیش)معنی کنید و آرایه ها را مشخص کنید

44)(می نبینند آن سفیهانی که ترکی کرده اند*همچو چشم تنگ ترکان گور ایشان تنگ و تار) معنی کنید

45)طبقه بندی از دیدگاه صورت (سبک نثر فارسی)را نام ببرید

46)رمان را به لحاظ ساختمان توضیح دهید

47)مشخصات نامه اداری را توضیح دهید

48)متن زیرا معنی کنید:

(من از شراب این سخن ست،و فضاله ی قدح در دست که رونده ای بر کنار مجلس گذر کردو دور آخر در او اثر کرد و نعره ای چنان زدکه دیگران به موافقت او، در خروش آمدندو خامان مجلس به جوش. گفتم:سبحان الله دوران با خبر در حضور و نزدیکان بصر دور)

49)معنی لغات زیر چیست؟

حلم،شوخ،خواجه ،بهشت

50)(نشنیده ای که زیر چنار کدوبنی*برجست و بر دوید بر وبر ،به روز بیست)چه سبکب وجود دارد؟دلیل آن را بگویید








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ٧:۳٢ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۳

یک روز برفی پشت پنجره ایستاده بودم و بیرون را تماشا می کردم. دانه های برف رقص کنان می آمدند و روی همه چیز می نشستند. روی بند رخت، روی درخت ها، سر دیوارها، روی آفتابه ی لب کرت، روی همه چیز. دانه ی بزرگی طرف پنجره می آمد. دستم را از دریچه بیرون بردم و زیر دانه ی برف گرفتم. دانه آرام کف دستم نشست. چقدر سفید و تمیز بود! چه شکل و بریدگی زیبا و منظمی داشت! زیر لب به خودم گفتم: کاش این دانه ی برف زبان داشت و سرگذشتش را برایم می گفت!

در این وقت دانه ی برف صدا داد و گفت: اگر میل داری بدانی سرگذشت من چیست، گوش کن برایت تعریف کنم: من چند ماه پیش یک قطره آب بودم. توی دریای خزر بودم. همراه میلیاردها میلیارد قطره ی دیگر اینور و آنور می رفتم و روز می گذراندم. یک روز تابستان روی دریا می گشتم. آفتاب گرمی می تابید. من گرم شدم و بخار شدم. هزاران هزار قطره ی دیگر هم با من بخار شدند. ما از سبکی پر درآورده بودیم و خود به خود بالا می رفتیم. باد دنبالمان افتاده بود و ما را به هر طرف می کشاند. آنقدر بالا رفتیم که دیگر آدمها را ندیدیم. از هر سو توده های بخار می آمد و به ما می چسبید. گاهی هم ما می رفتیم و به توده های بزرگتر می چسبیدیم و در هم می رفتیم و فشرده می شدیم و باز هم کیپ هم راه می رفتیم و بالا می رفتیم و دورتر می رفتیم و زیادتر می شدیم و فشرده تر می شدیم. گاهی جلو آفتاب را می گرفتیم و گاهی جلو ماه و ستارگان را و آنوقت شب را تاریکتر می کردیم.

آنطور که بعضی از ذره های بخار می گفتند، ما ابر شده بودیم، باد توی ما می زد و ما را به شکلهای عجیب و غریبی در می آورد. خودم که توی دریا بودم، گاهی ابرها را به شکل شتر و آدم و خر و غیره می دیدم.

نمی دانم چند ماه در آسمان سرگردان بودیم. ما خیلی بالا رفته بودیم. هوا سرد شده بود. آنقدر توی هم رفته بودیم که نمی توانستیم دست و پای خود را دراز کنیم. دسته جمعی حرکت می کردیم: من نمی دانستم کجا می رویم. دور و برم را هم نمی دیدم. از آفتاب خبری نبود. گویا ما خودمان جلو آفتاب را گرفته بودیم. خیلی وسعت داشتیم. چند صد کیلومتر درازا و پهنا داشتیم. می خواستیم باران شویم و برگردیم زمین.

من از شوق زمین دل تو دلم نبود. مدتی گذشت. ما همه نیمی آب بودیم و نیمی بخار. داشتیم باران می شدیم. ناگهان هوا چنان سرد شد که من لرزیدم و همه لرزیدند. به دور و برم نگاه کردم. به یکی گفتم: چه شده؟ جواب داد: حالا در زمین، آنجا که ما هستیم، زمستان است. البته در جاهای دیگر ممکن است هوا گرم باشد. این سرمای ناگهانی دیگر نمی گذارد ما باران شویم. نگاه کن! من دارم برف می شوم. تو خودت هم...

رفیقم نتوانست حرفش را ادامه بدهد. برف شد و راه افتاد طرف زمین. دنبال او، من و هزاران هزار ذره ی دیگر هم یکی پس از دیگری برف شدیم و بر زمین باریدیم.

وقتی توی دریا بودم، سنگین بودم. اما حالا سبک شده بودم. مثل پرکاه پرواز می کردم. سرما را هم نمی فهمیدم. سرما جزو بدن من شده بود. رقص می کردیم و پایین می آمدیم.

وقتی به زمین نزدیک شدم، دیدم دارم به شهر تبریز می افتم. از دریای خزر چقدر دور شده بودم!!!

از آن بالا می دیدم که بچه ای دارد سگی را با دگنک می زند و سگ زوزه می کشد. دیدم اگر همینجوری بروم یکراست خواهم افتاد روی سر چنین بچه ای، از باد خواهش کردم که مرا نجات بدهد و جای دیگری ببرد. باد خواهشم را قبول کرد. مرا برداشت و آورد اینجا. وقتی دیدم تو دستت را زیر من گرفتی ازت خوشم آمد و...

تا خواست بقیه حرفش را بزند دیگر آب شده بود.

خیلی برایم عجیب بود واسه یه دونه برف با این عمر کوتاه اینقدر مهم باشه که کجا و روی دست کی فرود بیاد !!!








نویسنده : طوبی جهانی ; ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٤/۱۳

گم شدم در خود چنان کز خویش ناپیدا شدم                 شبنمی بودم ز دریا غرقه در دریا شدم

سایه یی بودم ز اول بر زمین افتاده خوار               راست کان خورشید پیدا گشت نایپدا شدم

ز آمدن بس بی نشان و از شدن بس بی خبر                   گویا یک دم برآمدم که آمدم من یا شدم

نه مپرس از من سخن زیرا که چون پروانه ای                   در فروغ شمع روی دوست ناپروا شدم

در ره عشقش قدم درنه اگر با دانشی                      لاجرم در عشق هم نادان و هم دانا شدم

چون همه تن دیده می بایست بود و کور گشت                این عجایب بین که چون بینای نابینا شدم

خاک فرقم اگر یک ذره دارم آگهی                        تا کجاست آنجا که من سرگشته دل آنجا شدم

چون دل عطار بیرون دیدم از هر دو جهان                     من ز تاثیر دل او بی دل و شیدا شدم

 

فرید الدین محمد بن ابراهیم عطار نیشابوری در ردیف بزرگترین عرفای جهان محسوب می شود . عطار الگوی فکری مولانا جلال الدین محمد بلخی می باشد . عطار در قرن ششم و هفتم هجری زندگی بزرگ منشانه خویش را در ایران زمین سپری نمود . در ابتدای زندگی شغل عطاری را که از پدر به ارث برده بود پیشه کرد . بزرگان نوشته اند که وی روزی در دکان خویش نشسته بود و درویشی به نزد عطار آمد . درویش چند بار هو حق گفت و نام خدا را صدا زد ولی عطار توجهی نکرد . درویش اندوهگین شد و به عطار گفت ای مرد تو چگونه خواهی مرد ؟ عطار گفت همانگونه که تو خواهی مرد . درویش پاسخ داد آیا تو چون من میتوانی بمیری ؟  عطار گفت آری میتوانم . درویش کاسه ای چوبی داشت بر زیر سر نهاد و عبایش را بر سر کشید و گفت یا حق الله و فورا جان داد . عطار پس از این واقعه زندگی مادی جهان را ترک کرد و روی به عرفان و حق و تصوف آورد . زیرا درسی که درویش به وی داده بود زندگی وی را دگرگون نمود . این واقعه شگفت انگیز را نقطه عطف زندگی عارفانه محمد بن ابراهیم نیشابوری یکی از بزرگ ترین عرفای جهان دانسته اند . پیرامون بزرگ منشی و سلوک او این نکته کافی است که مولانا و دیگر عرفای بزرگ جهان خود را در برابر عطار کوچک می دانسته اند . ( برگرفته از نفحات الانس )

چندی بعد وی در خدمت مجد الدین بغدادی شاگرد نجم الدین کبری به کسب مقامات و دانش پرداخت و بعد از سفرهایی که کرد در همان زادگاه خویش در سال 627 هجری برابر با 1229 میلادی درگذشت . در ایران همه ساله 25 اردیبهشت ماه مراسم گرامیداشت این بزرگ مرد ایرانی است . عطار با کلامی گرم - دلنشین - همراه با عشقی سوزان سخنان خود را بیان کرده است . عطار به داشتن آثار متعدد در میان عرفا مشهور است . وی درون خانقاها و زندگی دراویش را به سبکی زیبا برای مردم بیان کرده است . دیوان قصائد و غزلها و ترانه های او پر است از معانی دقیق عرفان و خصوصا با غزلهای او تکاملی خاص و قابل توجه در غزلهای عرفانی ملاحظه میگردد . غیر از دیوان مفصل عطار مثنویهای متعدد او مانند اسرار نامه - الهی نامه - مصیبت نامه - وصیت نامه - منطق الطیر - بلبل نامه - شتر نامه - مختار نامه - خسرو نامه - مظهر العجایب - لسان الغیب - مفتاح الفتوح و . . . باقی است . همه این نوشتارهای به نحوی بسیار زیبا عرفان را بیان کرده اند . ولی شاهکار همه این ها منطق الطیر است . منطق الطیر منظومه ای است بالغ بر 4600 بیت . در این کتاب بحث بر سر پرنده ای داستانی به نام سیمرغ است . داستانی تخیلی ولی بر پایه اساس زندگی انسان نوشته شده است . سیمرغ همان حضرت حق است . از میان پرندگان هدهد نقش راهنمای آنان را برعهده میگرد . هدهد نقش پیر مرشد را دارا می باشد . هریک به دلیل وابستگی های مادی زندگی روزمره خویش از سفر به جایگاه حضرت حق در میمانند . در میان راه به دلیل دشواری های بسیار ( موانع بزرگی که در زندگی انسان وجود دارد ) و تمثیل به داستان شیخ صنعان در طلب - سیمرغ پای در راه رسیدن به بارگاه حضرت حق می شود . سیمرغ راهی گذر از هفت وادی عرفان و سلوک یعنی طلب - عشق - معرفت - استغنا - توحید - حیرت - فقر و فنا می شود و بسیاری دیگر از پرندگان تا چند مرحله نخست بیشتر نمی توانند وارد شوند و از ادامه راه باز می مانند . در همه مرغان با بال و پری شکسته و درمانده باقی میماند که نتوانستند هفت مرحله را بگذرانند . در آنجا به عجز و ناتوانی و حقارت خویش در برابر سیمرغ اعتراف میکنند . این منظومه شاهکاری عرفانی محسوب می شود که زندگی انسانها را با زندگی پرندگان نمایش می دهد . مقام و منزلت عطار در حدی است که صائب تبریزی و مولانا که خود یکی از سه عارفان بزرگ ایران زمین به حساب می آید درباره عطار چنین گفته اند :

صائب تبریزی :

میتوانم خاک پای عارف رومی شدن                                  در سخن هرچند عطار و سنایی نیستم

خواهد رسید رتبه صائب به مولوی                               گر مولوی به رتبه عطار می رسد

مولانا :

هف شهر عشق را عطار گشت                             ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم                           

من کی ام اندر جهان سر گشته ای                      در میان خاک و خون آغشته ای

در ریای خود منافق پیشه ای                          در نفاق خود ز حد بگذشته ای

شهر گردی خودنمایی رهزنی                          مفلسی بی پا و سر سرگشته ای

در ازل گویی قلم رندم نبشت                         کاشکی هرگز قلم ننوشته ای

یک سر سوزن ندیدم روی دوست                       پس چرا گم کرده ام سر رشته ای

برهمی جوید دلم ناکشته تخم                      کاشکی یک تخم هرگز کشته ای

کیست عطار این سخن را هیچکش                  با دلی خاکی به خون بسرشته ای

.................................

تا ما سر ننگ و نام داریم                      بر دل غم تو حرام داریم

تو فارغ و ما در اشتیاقت                        بیچارگی تمام داریم

ز اندیشه آنکه فارغی تو                      اندیشه بر دوام داریم

گه دست ز جان خود بشوییم                    گه دست به سوی جام داریم

گه زهد و نماز پیش گیریم                       گه میکده را مقام داریم

گه بر سر درد درد ریزیم                      گه بر سر کام کام داریم

ما با تو کدام نوع ورزیم                      وز هر توعی کدام داریم

از تو به گزاف وصل جوییم                    یارب طعمی چه خام داریم

عطار چو فارغ است از نام                    ما گفته او به نام داریم

.................................

هفت شهر عشق عطار نیشابوری

مراحل 7 گانه عرفان ایرانی که ریشه در آئین کهن میترائیزم باستانی دارد

 

گفت ما را هفت وادی در ره است                   چون گذشتی هفت وادی،درگه است

وا نیامد در جهان زین راه کس                  نیست از فرسنگ آن آگاه کس

چون نیامد باز کس زین راه دور               چون دهندت آگهی ای ناصبور؟

چون شدند آن جایگه گم سر به سر             کی خبر بازت دهد ای بی خبر؟

هست وادی طلب آغاز کار               وادی عشق است از آن پس ، بی کنار

پس سیم وادی است آن معرفت              پس چهارم وادی استغنا صفت

هست پنجم وادی توحید پاک              پس ششم وادی حیرت صعبناک

هفتمین وادی فقر است و فنا            بعد از این روی روش نبود تو را

در کشش افتی روش گم گرددت                  گر بود یک قطره قلزم گرددت

 

وادی اول: طلب

 ملک اینجا بایدت انداختن              ملک اینجا بایدت درباختن

در میان خونت باید آمدن                   وز همه بیرونت باید آمدن

چون نماند هیچ معلومت به دست              دل بباید پاک کردن از هرچه هست

چون دل تو پاک گردد از صفات                     تافتن گیرد ز حضرت نور ذات

 

وادی دوم: عشق

 کس درین وادی بجز آتش مباد                    وان که آتش نیست عیشش خوش مباد 

عاشق آن باشد که چون آتش بود              گرم رو و سوزنده و سرکش بود

عاقبت اندیش نبود یک زمان                       درکشد خوش خوش بر آتش صد جهان

 

وادی سوم: معرفت

 چون بتابد آفتاب معرفت                    از سپهر این ره عالی صفت

هر یکی بینا شود بر قدر خویش                   بازیابد در حقیقت صدر خویش

سر ذراتش همه روشن شود                    گلخن دنیا بر او گلشن شود

مغز بیند از درون نه پوست او                   خود نبیند ذره ای جز دوست او

 

 

وادی چهارم: استغنا

 هفت دریا یک شَمَر اینجا بود                         هفت اخگر یک شرر اینجا بود

هشت جنت نیز اینجا مرده ای است                    هفت دوزخ همچون یخ افسرده ای است

 

وادی پنجم: توحید

 رویها چون زین بیابان درکنند                      جمله سر از یک گریبان برکنند

گر بسی بینی عدد، گر اندکی                  آن یکی باشد درین ره در یکی

چون بسی باشد یک اندر یک مدام                    آن یک اندر یک ، یکی باشد تمام

 

وادی ششم: حیرت

مرد حیران چون رسد این جایگاه                     در تحیر ماند و گم کرده راه

گر بدو گویند"مستی یا نه ای؟                  نیستی گویی که هستی یا نه ای؟

در میانی یا برونی از میان؟                  برکناری یا نهانی یا عیان؟

فانیی یا باقیی یا هردویی؟                    یا نه ای هردو ، تویی یا نه تویی؟"

گوید:"اصلا می ندانم چیز من                وان "ندانم" هم ندانم نیز من

عاشقم اما ندانم بر کیم                 نه مسلمانم نه کافر پس چیم

لیکن از عشقم ندارم آگهی              هم دلی پر عشق دارم هم تهی"

 

وادی هفتم: فقر و فنا

 بعد از این وادی فقر است و فنا                   کی بود اینجا سخن گفتن روا

عین وادی فراموشی بود                  گنگی و کری و بیهوشی بود

...................................................................................................................

 

بزرگان ایران پیرامون عطار چنین سروده اند :

مولانا جلال الدین محمد بلخی

من آن مولای رومی ام که از نطقم شکر ریزد                      ولیکن در سخن گفتن غلام شیخ عطارم.

آنچه گفتم از حقیقت ای عزیز                               آن شنیدستم هم از عطار نیز


عطار شیخ ما و سنائیست پیشرو                         ما از پس سنائی و عطار آمدیم.


شیخ شبستری

مرا از شاعری خود عار ناید                   که در صد قرن یک عطار ناید
 

سلمان ساوجی

روز خاور گو سیه شو کآفتاب خاوری                 رفت تا صبح قیامت خاوران عطار شد؟
 

کمال خجندی

یار چون بشنید گفتارت کمال                  گفت حق گوئی تو چون عطار ما
 

عبدالرحمان جامی

بوی مشک گفته عطار عالم را گرفت                   خواجه مزکوم است از آن منکر شود عطار را
 

نعمةالله ولی

گمان کج مبر بشنو ز عطار                        هر آن کو در خدا گم شد خدا نیست
 

خواجه ابوالوفای خوارزمی

از صورت و نقش بگذر اسرار بجو                          میراث رسول و نقد اخیار بجو
در قصه و معرکه چه معجون گیری                       رو داروی درد را ز عطار بجو
 

کاتبی نشابوری

گر چو عطار از گلستان نشابورم ولیک                        خار صحرای نشابورم من و عطارگل
 

کمالالدین حسین خوارزمی

خاموشی به ز درس و تکرار مرا                    تجرید به از خلوت و ادوار مرا
کشاف و هدایه هر که خواهد او را                     یک بیت ز گفتههای عطار مرا
 

امیرحسینی

از دم عطار گشتم زنده دل                           پاک کردم همچو گل قالب ز گل
 

سید محمد نوربخش

آن را که به درگاه خدا یار بود                           ایمن ز عذاب دوزخ و نار بود
تاج سر سروران عالم گردد                        گر خاک ره حضرت عطار بود
 

قاسم انوار

از این شربت که قاسم کرد ترکیب                            مگر در کلبه عطار باشد

 

نسیمی

آن کتابی که پر ز اسرار است                    منطق الطیر شیخ عطار است